و در « مسند » نيز از أبو و اقد ليثى روايت كرده است كه گفت : عادت ما اين طور بود كه هنگامى كه بر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم قرآن نازل ميگرديد ما به حضورش مى آمديم و براى ما بيان مى نمود . و روزى به ما فرمود : خداوند عزوجل گفته است :
إنا أنزلنا المال لإقام الصلاة و إيتاء الزكاة ، و لو كان لا بن آدم واد لأحب أن يكون له ثان ، و لو كان له واديان لأحب أن يكون لهما ثالثا ( ثالث - ص ) ، و لا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ، ثم يتوب الله على من تاب - انتهى .
فرض كن معرفت و راستى و درستى ، از محدثين ( و نمى گوييم قصه پردازان ) مطالبه اى نمى كنند و از ايشان نمى پرسند از اين اضطراب فاحش در آنچه كه گمان دارند از قرآن مى باشد ، و أيضا از آنها نمى پرسند از تميز ميان بلاغت قرآن و علو شأن آن در بلاغت و ميان انحطاط اين فقرات ؛ اما آيا براى معرفت اين حق نيست كه از ايشان بپرسد از غلطى كه واقع گرديده است در گفتارشان « لا المشركة » : آيا ممكن است و صف دين راى به مشركه آورد ؟ ! و در گفتارشان « الحنيفية المسلمة » : آيا مىشود و صف دين و يا حنيفيت راى به مسلمة آورد ؟ ! و در گفتارشان : « إن ذات الدين » ؟ ! و در گفتارشان : « إنا أنزلنا المال لإقام الصلاة » : معنى إنزال مال چيست ؟ ! و معنى بودن آن براى إقامة صلاة كدام است ؟ !
اين راى داشته باش و گوش فرادار به آنچه در جزء ششم از « مسند » أحمد مسندا از مسروق روايت كرده است كه گفت : من به عائشه گفتم : آيا رسول خدا و قتى كه داخل اطاق مى شد چيزى مى گفت ؟
عائشه گفت : چون رسول خدا داخل اطاق مى شد تمثل مى جست : لو كان لا بن آدم واديان من مال لا بتغى واديا ثالثا ، و لا يملأ فمه إلا التراب ، و ما جعلنا المال إلا لإقام الصلاة و إيتاء الزكاة ، و يتوب الله على من تاب .
و در جزء ششم در اسنادش از جابر آورده است كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : لو أن لا بن آدم واديا من مال لتمنى و اديين ، و لو أن له و اديين لتمنى ثالثا ، و لا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٨