أهل تحقيق از دو فريق ، آنها را تضعيف و تزييف نمودهاند و بطلانشان را روشن و مبرهن نمودهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) نظير بحث سيّد محمد تيجانى در عدم فرق نسبت تحريف و عدم تحريف قرآن به شيعه و سنّى بحثى است كه شيخ محمد جواد مغنيّه در كتاب « الشيعة و التشيع » ص 59 تا ص 61 دربارهء عدم تحريف قرآن و عدم تفاوت اين مرام ميان شيعه و سنّى نموده است . او مىگويد : نسبت به اماميّه داده شده است قول به آنكه در نزد فاطمه بنت الرسول مصحفى بوده است كه در آن زيادتيهائى از اين قرآن كريم وجود داشته است . و ما پيش از آنكه حقيقت اين نسبت را روشن سازيم اشارهاى به عقيدهء مسلمين در صيانت كتاب الله عزيز مىنمائيم : جميع مسلمانان با كلمهء واحده اتّفاق برآن نمودهاند كه : در قرآن زيادتى وجود ندارد غير از گروه كوچكى دور افتاده و غير قابل اعتنا از فرقههاى خوارج . ايشان انكار كردهاند كه سورهء يوسف از قرآن باشد چون آن سوره عبارت است از داستان غرام و عشقبازى كه از أمثال آن كلام خداوند سبحانه منزّه مىباشد . و به بعضى از معتزله نسبت داده شده است انكار سورهء أبى لهب را به جهت آنكه در آن سبّ و طعن است كه با منطق حكمت و تسامح سازش ندارد . و ما توقّف و درنگ نداريم در اينكه كسى كه يك كلمهء واحده را از قرآن انكار كند كافر است ، و در اينكه انكار بعضى از قرآن عيناً مانند انكار تمام قرآن است به سبب آنكه طعن صريح است در آن چيزى كه از رسول اكرم به اتّفاق مسلمين و به ضرورت دين به ثبوت رسيده است . و أمّا راجع به نقيصهء در قرآن به معنى اينكه قرآن مشتمل بر جميع آيات نازله بر محمّد نيست ، افرادى از شيعه و سنّت در اعصار گذشته و بسيار دور بدان قائل شدهاند و در همان اعصار محقّقين و شيوخ اسلام از فريقين آن را انكار كردهاند ، و با كلمهء قاطعه همگى جازم شدهاند كه آنچه اينك در ميان دفّتين است همان قرآن فرود آمده از نزد خداوند است بدون زيادتى يا كمى به جهت آيه 9 از سورهء حِجر : انّا نحن نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون ، و آيه 42 از سورهء فصّلت : لَا يَأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد . و امروزه اين قول ضرورتى است از ضروريات دين و عقيدهاى براى جميع مسلمين ، چرا كه قائل به نقيصه نداريم نه از شيعه و نه از سنّى . فعلىهذا بحث از اين موضوع و تعرّض به آن در اين عصر لغو است و بيهوده ، يا آنكه دسّ و طعن است بر اسلام و مسلمين . و اگر ما عذر محبّ الدين خطيب و حفناوى و جبهان و همقطاران آنها را از أجيران و مزدوران بپذيريم ما ابداً عذر شيخ ابوزهره را نخواهيم پذيرفت چرا كه او از جهت علم و اخلاق از هزار و يك خطيب از امثال محبّ الدين برتر و راقىتر است ، و همين نكته است كه ما را متحيّر نموده و بر سؤال برانگيخته است كه منظور و مقصود حضرت او از اشاعه و اثارهء اين موضوع در كتاب « الامام الصّادق » چه بوده است ، با علم او و يقين او بر آنكه اين بحث مانند خبر كَانَ گذشت و امروز قائلى نه از شيعه و