مقام و ساير مقامات كه بعضى از نويسندگان مغرض سنّى مذهب كه پيوسته مىخواهند آتش فتنه و فساد را دامن زنند و از صلح و آشتى و بيان حقايق گريزانند ، آنان شيعه را متّهم مىنمايند كه : ايشان قائل به تحريف كتاب الله مىباشند ؛ با آنكه ديديم و مىدانيم كه ساحت ايشان از اين تهمت مُبَرَّى است . ايشان در اين كتاب بحثى مفيد و جالب نمودهاند و روشن ساختهاند كه أبداً اين مسأله مربوط به شيعه نيست . و از جهت روايات و غيرها ، عامّه و خاصّه ، سنّى و شيعه در اين امر يكسان مىباشند . و ما در اينجا عين ترجمهء گفتارشان را ذكر مىكنيم :
گفتار راجع به تحريف قرآن
اين گفتارى است فى حدّ ذاته شنيع و ناپسند . مسلمانى كه ايمان به رسالت محمّد صلى الله عليه و آله آورده است خواه شيعى باشد خواه سنّى نمىتواند آن را تحمّل نمايد ، به علّت آنكه خود حضرت ربّ العزّة و الجلالة متكفّل حفظ و حراست آن شده است و فرموده است :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
« 1 »
« تحقيقاً ما ذكر را فرو فرستاديم ، و تحقيقاً ما هر آينه پاسداران و نگهبانان آن مىباشيم . »
بنابراين هيچ كس را توان آن نمىباشد كه از قرآن چيزى را كم كند و يا بيفزايد گرچه حرف واحدى بوده باشد ، و آن است معجزهء جاودانى پيغمبر ما كه :
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ .
« 2 »
« بطلان بر آن وارد نمىگردد ، نه از جهت مقابل ، و نه از جهت پشت ؛ فرستادهاى است تدريجاً از جانب خداوند حكيم حميد . »
هامش
( 1 ) آيه 9 ، از سورهء 15 : حجر .
( 2 ) آيه 42 ، از سورهء 41 : حم السجدة .