تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

[ گفتار سيد محمد تيجانى در تبرئه شيعه از قول به تحريف ]

در اينجا كه مىخواهد سخن ما در اين موضوع خاتمه يابد ، سزاوار ديديم مطالبى را از صديق ارجمند و شابّ برومند ، المهتدى بنور الولاية ، الرَّافِض مراتب البدع و الانحراف دكتر سيّد محمّد تيجانى از كتاب ارزشمندشان « لأكُونَ مَعَ الصَّادِقِين » در اينجا بياوريم شُكْراً لمساعيه الجميلة و بياناً لمظلوميّة الشّيعة در اين
هامش
مىنمودند و حافظهء قوى آنها ، كه عرب در آن امتياز دارند و بدان معروف و شناخته شده‌اند ، آن را به خود مىگرفت و جَذب مىكرد ، و آن را در دلهايشان مانند نقش بر روى سنگ ثابت و برقرار مىساختند ، و شعار إسلام و علامت شخص مسلمان در آن زمان ، آراستگى و پيراستگى به حفظ آياتى بود كه از قرآن نازل گرديده است براى آنكه با حجّت‌هاى آشكار آن ، و شرايع و اخلاق فاضله ، و تاريخ مجيد ، و حكمت باهره ، و ادبيّت عربى فائق و معجز آن ، قوّت بصيرت گيرد . و اين نَهْج و مَنْهج استمرار يافت تا آنكه در زمان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تعداد هزاران و دهها هزار مسلمان بودند كه همگى آنها از حاملين و حفظهء قرآن به شمار مىآمدند ، و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رحلت فرمود و ديگر انتظارى براى نزول تتمّه‌اى براى قرآن نبود ، در آن هنگام مسلمين برآن شدند كه قرآن را در مصحف جامعى تسجيل كنند . لهذا مادّهء قرآن را با إشراف هزاران مرد مسلمان از حافظين آن جمع كردند ، و قرآن بر اين احتفال عظيم و اجتماع كبير مسلمين نسلاً بعد نسل به طور مستمر باقى ماند به طورى كه براى هيچ امر تاريخى تواتر و بداهت بقائى كه براى قرآن اتّفاق افتاده است پيش نيامده است همانطور كه خداوند - جَلّت آلاؤه بقوله تعالى :إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَو بقوله تعالى :إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُوعدهء حفظ آن را داده است . و على هذا اگر در روايات شاذّه چيزى دربارهء ضياع و از ميان رفتن برخى از آن شنيدى ، براى آن وزنى را اقامه مكن و تا جائى كه علم اجازه ميدهد دربارهء اضطراب و وَهْن آن روايات و ضعف راويانش و مخالفتش با مسلمانان و آنچه به كرامت قرآن چسبانده است از آن چيزهائى كه از جهت دنائت و پستى شباهتى به قرآن ندارد ، سخن بگو ! - انتهى . سپس مرحوم بلاغى مقدارى از آن روايات را بيان نموده است ، و در حاشيه ذكر كرده است رواياتى را كه دلالت دارند بر آنكه قرآن را در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم جمع نموده است : مَعاذ بن جَبَل ، و عبادة بن صامِت ، و ابَىّ بن كَعْب ، و أبو أيّوب أنصارى ، و أبو درداء ، و زَيد بن ثابت ، و سَعْد بن عُبَيد ، و أبو زيد ؛ و اينكه از جمله كسانى كه قرآن را در زمان حيات پيغمبر ختم كرده بودند عثمان و علىّ بن أبى طالب و عَبد الله بن مَسعود بوده‌اند ؛ و كلام زيد بن ثابت را كه : كُنَّا عند رسول الله ( أو حول رَسول الله ) صلى الله عليه و آله و سلم نؤلّف القرآنَ من الرّقاع انتهى . و بواسطهء آنچه ذكر شد ميدانى كه أراجيفى را كه اين گروه بر شيعه مىبندند چقدر سست و بى اعتبار مىباشد ! و آن روايات شاذّه‌اى كه بدان اعتنائى نمىگردد را عدّهء شاذّى از فريقين روايت كرده‌اند و اختصاص به شيعه ندارد .