تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و با كوتاه‌ترين تأمل ، تمام اين مطالب دلالت دارند بر آنكه : قرآن در زمان رسول الله مجموعه‌اى بود مرتّب شده نه پراكنده و متفرّق ، و نه ناقص و چيزى از آن كم گذاشته شده . آنگاه سيّد فرموده است : آنان كه با اين كلام مخالفت دارند از إماميّه و از حَشْوِيّه به مخالفت آنها اعتنائى نمىشود چون خلاف در اين مسأله به گروهى از اصحاب حديث نسبت داده مىشود كه اخبار ضعيفه‌اى را نقل نموده و صحّت آنها را گمان داشته‌اند كه ابداً به مثل چنين أخبارى از آنچه كه قطع به صحّت آن داريم ، رجوع نمىگردد « 1 » . شيخ فقيه و اصولى و حكيم در عصر أخير : آية الله حاج ميرزا محمّد حسن آشتيانى قدِّس سرُّه در شرح نفيس و علمى خود بر « رسائل » استادش : شيخ مرتضى أنصارى قدِّس سرُّه در شرح قول او : « الثَّالِثُ إنَّ وُقُوعَ التَّحْرِيفِ عَلَى الْقَوْلِ بِهِ - الخ » مىگويد : سزاوار است اوَّلاً در اصل وقوع تحريف و تغيير و نقيصه و زياده در قرآن قدرى بحث
هامش
( 1 ) « مجمع البيان فى تفسير القرآن » طبع صيدا ، سنهء 1333 ، ج 1 ، ص 15 . و شيخ محمّد جواد مغنيّه در كتاب « مع الشيعة الامامية رأى صريح فى حقيقة التشيّع و اصوله الّتى ترتكز عليها المذاهب الاسلامية » كه در ضمن مجموعه‌اى به اسم : « الشيعة فى الميزان » طبع شده است در ص 314 گويد : لا تحريف فى القرآن ، و محال است دست تحريف بدان راه يابد ، خواه به زيادتى و خواه به نقصان به واسطهء آيه 9 از سورهء حجر . . . و آيه 42 از سورهء فصّلت . . . و به اماميّه از روى افتراء و تنكيل نسبت نقصان آياتى از قرآن داده شده است با آنكه علماء متقدّمين و متأخّرين ايشان كه عمده و حجّت‌اند ميان شيعه تصريح كرده‌اند كه : قرآن همان است كه در دست مردم است نه غير آن . از متقدّمين ايشان شيخ صدوق در كتاب « اعتقاد الشّيعة الاماميّة » و سيّد مرتضى در كتاب « مسائل طرابلسيّات » و شيخ طوسى در كتاب « تبيان » و از متأخّرين شيخ جعفر نجفى در كتاب « كشف الغطاء » و سيّد محسن بغدادى در « شرح وافيه » و شيخ على كركى كه در نفى زيادتى رسالهء مستقلّه‌اى تأليف نموده است ، و سيّد محسن أمين در جزء اول از « اعيان الشّيعة » و شيخ جواد بلاغى در جزء اول از « آلاء الرحمن » . و سيّد أمين و بلاغى در اين دو كتاب نقل كرده‌اند كه : قائلين به نقصان از شُذّاذ شيعه و از حَشويّهء سنّت هستند كه به قولشان اعتبارى نيست . بنابراين نسبت تحريف به شيعه مثل نسبت تحريف به سنّت است و هيچ كدام براساس صحيح استوار نمىباشد .