در ابتداى آن سورهء اقْرَأْ ، و پس از آن سورهء الْمُدَّثِّر و سپس سورهء النُّونُ ، و پس از آن سورهء الْمُزَّمِّل ، و سپس تَبَّتْ ، و پس از آن سورهء تَكْوِير بود و هكذا إلى آخر سورههاى مكّيّه و سپس مدنيّه . اين گونه ترتيب را سيوطى در « إتقان » از ابن فارِس نقل نموده است .
و در « تاريخ يعقوبى » ترتيب ديگرى براى مصحف على عليه السّلام ذكر نموده است .
و ( در « إتقان » ) از ابن اشْته در « المصاحف » با إسنادش به أبوجعفر كوفى ترتيب مصحف ابَىّ را نقل كرده است كه با مصحف دائر مغايرت شديد دارد . و أيضاً از ابنأشته در كتاب « مصاحف » با إسنادش از جرير بن عبد الحميد نقل كرده است ترتيب مصحف عبد الله بن مسعود را كه از سور طِوال شروع كرده سپس مِئين ، و پس از آن مَثانى ، و سپس مفصّل را آورده است و آن أيضاً با مصحف دائر مغايرت دارد .
و عدّهء زيادى از ايشان چنين قائل شدهاند كه : ترتيب سورههاى قرآن توقيفى است و پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم با إشارهء جبرئيل به امر خداى سبحانه بدين ترتيبِ سور مصحف دائر امر فرموده است تا به جائى كه بعضى از آنان إفراط نموده و ثبوت آن را به تواتر مدّعى شدهاند . اى كاش مىدانستم : اين تواتر كجاست ؟ چونكه عمدهء روايات واردهء در اين باب گذشت و در آنها أثرى از اين معنى نبود .
و خواهد آمد كه بعضى بر اين معنى استدلال نمودهاند به آنچه روايت شده است كه : قرآن از لوح محفوظ به آسمان دنيا يكباره نازل شد ، سپس بر رسول مكرّم صلى الله عليه و آله و سلّم تدريجاً فرود آمد .
و ثالثاً : وقوع بعضى از آيات قرآنيّهاى كه متفرّقاً نازل شد ، در مواضعى كه فعلاً قرار دارد ، از مداخلهء اجتهاد بعضى از صحابه خالى نيست ، همانطور كه ظاهر روايات جمع أوَّل بر آن دلالت دارد .
و أمّا روايت عُثمان بن أبِى الْعاص از پيغمبر أكرم صلى الله عليه و آله و سلّم كه جبرائيل آمد و مرا أمر كرد تا اين آيه :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
- تا آخر آيه را در اين موضع از سوره بگذارم ، اين دلالتى بر بيشتر از اين ندارد كه فعل آن حضرت در بعضى آيات اينچنين