آن است كه : قرآنى كه در دست ماست واجد صفات كريمهاى است كه خداوند - سبحانه و تعالى قرآن را بدان توصيف مىكند همان قرآن واقعى كه خداوند بر رسولش صلى الله عليه و آله نازل فرمود ؛ مِثْلِ بودنِ آن قَوْلِ فَصْل ( كلام جدا كنندهء ميان حقّ و باطل ) و رافع اختلاف ، و ذِكْر ، و هادى ، و نور و مُبَيِّن معارف حقيقيّه و شرايع فطريّه و آيه و نشانهء معجزه و غير اينها از صفات كريمهاش .
و بسيار بجا و به موقع است كه ما فقط بر اين وجه اعتماد نمائيم ، چرا كه حجّت قرآن بر بودنش كلام الله مُنْزَل بر رسولش صلى الله عليه و آله ، خودِ قرآن است كه متّصف به آن صفات كريمه است بدون آنكه در اين حقيقت متوقّف بر امر دگرى غير از خودش باشد هر چه خواهد بوده باشد . پس حجّت قرآن با قرآن است هر كجا متحقّق گردد ، و در دست هر انسان بوده باشد ، و از هر طريق و اصل شود .
و بِعبارةٍ اخْرى : قرآن نازل از نزد خداوند بر پيغمبرش صلى الله عليه و آله در بودنش متّصف به صفات كريمه ، متوقّف بر ثبوت استنادش به آن حضرت به نقل متواتر يا متظافر نمىباشد - و اگرچه واجد اين خصوصيّات هست - بلكه امر به عكس است ، و اتّصاف او به صفات كريمهاش حجّت است در استناد . بنابراين قرآن نظير كتب و رسائل منسوبهء به مُصَنِّفانش و كُتَّابش و مشابه أقاويل مأثورهء از علماء و أصحاب أنظارى كه صحّت استنادشان بر نقل قطعى و استفاضه و يا تواتر بايستى بالغ شود ، نمىباشد ، بلكه خودش معرّف خود است و ذاتش حجّت بر ثبوتش مىباشد .
و ثانياً ترتيب سورههاى قرآن ، طبق رأى صحابه است در جمع أوّل و ثانى . و دليل گفتار ما رواياتى است كه گذشت و دلالت داشت بر آنكه : عثمان سورهء أنفال و برائت را در ميان سورهء اعراف و يونس قرار داد ، در حالى كه در جمع أوّل اين دو سوره از آنها متأخّر بودهاند .
و از جملهء أدلّه بر كلام ما أيضاً آن است كه : ترتيبى كه در ترتيب مصاحف ساير صحابه به ما رسيده است ، با هر دو جمع أوَّل و دوّم مغايرت دارد ؛ همانطور كه روايت شده است كه مصحف على عليه السّلام بر كيفيّت نزول سوره ترتيب داده شده بود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٩