به سوى ما ! »
آنگاه آيه را اين طور ذكر كردهاند :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ
بَنُو تَمِيمٍ
أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ .
« حقّاً كسانى كه تو را از پشت حجرهها ندا مىدهند ، بنو تميم هستند كه اكثرشان نمىفهمند . »
بنابراين چنين گمان بردهاند كه در آيه ، سِقْطى وارد شده است .
و أيضاً به اين باب ملحق مىشود أخبار كثيرهء ما لا يحصى در جَرْىِ قرآن و انطباق آن همچنان كه در كلام خدا اين طور وارد است :
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا
آلَ مُحَمِّدٍ حَقَّهُمْ .
« و البتّه در آتيه خواهند دانست كسانى كه دربارهء آل محمّد ظلم كرده ، حقّ آنها را ربودهاند . »
و آنچه در كلام خدا اين طور وارد است :
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
فِى وَلَايَةِ عَلِىٍّ وَ الأئمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ
فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً
.
« و كسى كه در ولايت على بن أبى طالب و أئمّهء پس از وى خدا و رسولش را إطاعت نمايد ، پس تحقيقاً به ظفر و پيروزى عظيمى رسيده است . » و نظير اين گونه أخبار بسيار است .
و أيضاً به اين باب ملحق مىشود آنچه كه در پى قرائت قرآن ، ذكرى و يا دعائى آمده است و سپس توهّم شده است آن از قرآن بوده و ساقط گرديده است . همچنان كه در « كافى » از عبد العزيز بن مهتدى روايت است كه گفت : از حضرت امام رضا عليه السّلام راجع به توحيد سؤال نمودم .
فرمود : هر كس قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ را بخواند و بدان ايمان آورد حقّاً توحيد را شناخته است .
گفت : ( گفتم ظ ) چگونه ما آن را بخوانيم ؟ !
فرمود : همانطور كه مردم مىخوانند ، و زياد كرد در آن لفظ كَذَلِكَ اللهُ رَبِّى ،