تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بدون آنكه به يقين همانطور كه گفتيم انقلاب حاصل نمايد . اين است كيفيّت در إجماع محصّل ؛ و آن اجماعى است كه خود ما در اثر تتبّع أقوال به دست آورده‌ايم و خودمان بر يكايك از أقوال رسيده‌ايم . أمّا در إجماع منقول كه آن را يكى دو نفر از اهل علم نقل نموده‌اند ، امر آن أوضح است ، زيرا كه آن مانند آحاد روايات است كه اگر إفادهء چيزى از اعتقاد كند ، فقط إفادهء ظنّ است . لهذا إجماع حجّت ظنيّهء شرعيّه مىباشد ؛ و دليل اعتبارش در نزد أهل سنّت ، كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله مىباشد كه گفت : لَا تَجْتَمِعُ امَّتِى عَلَى خَطَاءٍ أوْ ضَلَالٍ . « امَّت من بر اشتباه و يا بر گمراهى ، مجتمع نمىگردند . » و در نزد شيعه ، دخول قول معصوم است در ميان أقوال إجماع كنندگان ، يا كشف أقوال ايشان به وجهى از وجوه از قول معصوم . بناءً على هذا حجيّت إجماع ، إجمالًا متوقّف است بر صحّت نبوّت ، و اين واضح است . و صحّت نبوّت امروزه متوقّف است بر سلامت قرآن از تحريفى كه مستوجب زوال صفات قرآن كريم از آن گردد ، مانند هدايت ، و قول فاصل ، و بالأخصّ إعجاز . زيرا دليل زندهء جاويدانى كه بر خصوص نبوّت پيغمبر صلى الله عليه و آله دلالت نمايد غير از قرآن كريم به اينكه آيت و نشانهء معجزه است نداريم ؛ و با طريان احتمال تحريف به زيادتى و يا نقصان و يا هر گونه تغيير دگر ، هيچگونه وثوقى به آيات و محتوياتش باقى نمىماند كه آن كَلَام الله محض است . و بدين سبب از حجيّت ساقط مىشود ، و آيه بودن آن فاسد مىگردد . و با سقوط كتاب الله از حجيّت ، نبوّت ساقط مىشود و با سقوط آن إجماع از حجيّت مىافتد . و آنچه سابقاً در اين مقام گفتيم كه : وجود قرآنى كه بر پيامبر أكرم صلى الله عليه و آله نازل شد در اين قرآنى كه در دست ماست إجمالًا از ضروريّات تاريخ است ؛ دفع اشكال را نمىكند ، زيرا مجرّد اشتمال قرآنى كه در دست ماست بر قرآن واقعى ، احتمال تحريف به زيادى يا به نقصان و يا به هر تغيير ديگر از هر آيه و يا جمله‌اى كه تمسّك به آن براى اثبات مطلوب بشود را از ميان نمىبرد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 100 | السيد محمد حسين الطهراني