تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
آنكه امر به عرض به كتاب فقط براى تميز صدق از كذب ، و حقّ از باطل است . و معلوم است كه وضع و جعل و دسّ منحصر در أخبار فقهيّه نيست بلكه دواعى بر دسّ و وضع و جعل در معارف اعتقاديّه و قصص أنبياء و امَّت‌هاى پيشين و أوصاف مبدأ و معاد بيشتر و فراوانتر است . و مؤيّد گفتار ما إسرائيليّاتى است از روايات كه در دست ماست ، و آنچه كه مشابه آنهاست از آنچه كه امر جَعل و وَضع در آنها روشن‌تر و واضح‌تر مىباشد . و همچنين أخبارى كه متضمّن آن است كه : أئمّهء أهل البيت عليهم السلام به آيات مختلفى از قرآن كريم در هر بابى از أبواب طبق قرآن موجود در دست ما تمسّك نموده‌اند حتّى در مواردى كه آحادى از روايات تحريف در آنجا آمده است . و اين بهترين شاهد است بر آنكه مراد در كثيرى از روايات تحريف كه ايشان عليهم السلام فرموده‌اند : كَذَا نَزَلَ « اين طور نازل شده است » تفسير است بر حسب تنزيل آن ، در مقابل باطن قرآن و تأويل آن . و همچنين رواياتى كه از أمير المؤمنين و أئمّه عليهم السلام وارد است كه : آنچه در دست مردم است همان قرآن نازل از نزد خداوند است ، گرچه غير آن است كه على عليه السّلام به عنوان مصحف خود تأليف نموده است ، و وى را در تأليف در زمان أبو بكر ، و در تأليف زمان عثمان شريك در كار خود ننمودند . و از همين قبيل است گفتارشان عليهم السلام به شيعيان خود : إقْرَؤُا كَمَا قَرَأ النَّاسُ . « قرآن را قرائت كنيد به همان طريقى كه مردم قرائت مىكنند . » و مقتضاى مُفاد و مُحَصَّل اين روايات آن است كه : قرآنى كه در ميان مردم متداول و دائر است اگر با قرآن على عليه السّلام مخالف باشد در چيزى ، حتماً بايد مخالف آن باشد فقط در ترتيب سوره‌ها ، يا ترتيب بعضى از آياتى كه اختلال ترتيب مؤثّر در اختلال مدلول آن به هيچ وجه نباشد ؛ و أيضاً در أوصافى كه خداوند قرآنِ نازل از نزد خودش را بدانها توصيف نموده است تغييرى كه موجب اختلال آن آثار و اوصاف باشد به وجود نياورد .