از اختلافى است كه مصاحف عثمانيّهاى كه دستور داد نوشتند و به آفاق فرستادند و آنها پنج و يا هفت عدد بود كه به مكّه ، و شام ، و بصره ، و كوفه ، و يمن ، و بَحْرَين فرستاد و يكى را در مدينه نگه داشت ، با هم دارند ؛ و اختلافى كه در ميان آن مصاحف است به تنهائى بالغ بر چهل و پنج حرف مىشود و گفته شده است : پنجاه و أندى حرف . « 1 »
و غير از اختلاف در ترتيب است كه ميان مصاحف عثمانيّه و ميان جمع أوّل در زمان ابوبكر مىباشد ، به علّت آنكه در تأليف أوّل سورهء أنفال در مَثَانى ، و سورهء برائت در مِئين قرار گرفت و هر دوى آنها در جمع دوّم همانطور كه بيان آن خواهد آمد در طِوال قرار گرفتند .
و غير از اختلاف در ترتيب سُوَر موجود ميان مصحف عبد الله بن مسعود و ابَىّ بن كَعْب است با مصاحف عثمانيّه بنابر روايتى كه در اينجا آمده است .
و غير از اختلاف قرائات شاذّه است كه از صحابه و تابعين روايت شده است . چرا كه اگر تمام اين مواقع اختلاف را گرد آوريم چه بسا مجموعشان به هزار عدد يا بيشتر بالغ شود .
[ وجه دوم آنكه عقل حكم مىكند به اينكه اگر متصدّى جمع قرآن غير معصوم باشد بر حسب عادت ممتنع است كه جمع آن مطابق واقع درآيد ]
وجه دوم : آنكه : عقل حكم مىكند به اينكه اگر قرآن متفرّق و متشتّت و منتشر در بين مردم بوده باشد و متصدّى جمع آن غير معصوم باشد بر حسب عادت ممتنع است كه جمع آن مطابق واقع درآيد .
[ وجه سوم : عامّه و خاصّه روايت نمودهاند كه على عليه السّلام بعد از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله قرآن را جمع كرد ]
وجه سوم : عامّه و خاصّه روايت نمودهاند كه : على عليه السّلام بعد از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله از مردم كناره گرفت و رِدا بر دوش نيفكند مگر براى نماز تا زمانى كه قرآن را جمع كرد ؛ و سپس آن را حمل نموده به سوى مردم آورد و به ايشان إعلام نمود كه اين همان قرآنى است كه خداوند بر پيغمبرش فرو فرستاده است و او آن را جمع نموده است . ايشان او را ردّ كردند و گفتند : با وجود آنكه زيد بن ثابت براى ما قرآن
هامش
( 1 ) ابن طاووس در كتاب « سَعْد السّعود » آورده است .