تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
مىكند در حالى كه غير از على همه فرار كرده بودند . » و حسن بن محبوب ، از جميل بن صالح ، از ابو عبيده ، از ابو عبد الله جعفر بن محمّد ، از پدرش عليهم السلام روايت كرده است كه فرمود : بر پا دارندگان لواى مشركين در روز احد مجموعاً نه نفر بودند كه همگى آنها را علىّ بن أبى طالب عليه السلام كشت و سپاهيان منهزم شدند ، و طائفهء بنى مخزوم به تنگ آمدند و على عليه السلام در آن روز ايشان را رسوا ساخت . و على عليه السلام حكم بن اخنس مبارزه كرد و او را با شمشير زد و پايش را از ميان ران قطع كرد و از آن ضربه هلاك شد . و چون مسلمين آن جولان معروف را دادند اميّة بن أبى حُذَيفة بن مُغيره در حالى كه زره بر تن داشت جلو آمد و مىگفت : يَوْمٌ بِيَوْمِ بَدْر « اين روز براى تلافى روز بدر است . » مردى از مسلمين متعرض او شد ، امّيه آن مرد را كشت ، و على بن أبى طالب به قصد اميّه رفت و با شمشير به فرق سرش كوفت أمّا شمشير در سطح كلاه‌خود او نشست و اميّه با شمشيرش بر أمير المؤمنين عليه السلام ضربتى وارد كرد كه آن حضرت با سپر خود گرفت ، و آن ضربه او نيز در سپر أمير المؤمنين عليه السلام نشست « 1 » . أمير المؤمنين عليه السلام شمشيرش را از كلاه‌خود او بيرون كشيد و او هم شمشيرش را از سپر حضرت خلاص كرد و بعداً با همديگر به نزاع پرداختند . على عليه السلام مىگويد : در اين ميان نگاه من افتاد بر شكافى كه در زره او در زير بغلش بود ، از همان شكاف شمشير زدم و او را كشتم و بازگشتم . و چون مردم در روز احد از رسول خدا صلّى الله عليه و آله منهزم شدند و أمير المؤمنين عليه السلام ثابت بماند ، رسول اكرم به او گفتند : مَا لَكَ لَا تَذْهَبُ مَعَ الْقَوْمِ ؟ ! « چطور شد كه تو با قوم نرفتى ؟ ! » . أمير المؤمنين عليه السلام عرض كرد : أذْهَبُ وَ أدَعُكَ يَا رَسُولَ اللهِ ؟ ! وَ اللهِ لَا بَرِحْتُ حَتّى اقْتَلَ أوْ يُنْجِزَ اللهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النّصْرَةِ « اى رسول خدا ! من بروم و تو را به
هامش
( 1 ) داستان جنگ اميّة بن أبى حذيفة بن مغيرة را بدين گونه و كشته شدن وى را به دست أمير المؤمنين عليه السلام واقدى در « مغازى » ج 1 ، ص 279 مفصّلًا ذكر كرده است .