دشمن واگذارم ؟ ! قسم به خداوند كه نمىروم تا كشته شوم و يا وعدهاى را كه خدا به تو از نصرت و ظفر داده است براى تو عملى سازد . »
رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : ابْشِرْ يَا عَلِىّ فَإنّ اللهَ مُنْجِزٌ وَعْدَهُ وَ لَنْ يَنَالُوا لَنَا مِثْلَهَا أبَداً « 1 » . « بشارت باد بر تو اى على ! زيرا كه خداوند وعده خود را عملى مىكند و اين كفّار و مشركين ديگر هيچوقت نظير اين مصائب را براى ما پيش نخواهند آورد ! »
پس رسول خدا ديد يك كتيبه از دشمن روى مىآورد . گفت : چه خوب است اى على بر اينها حمله كنى ! أمير المؤمنين عليه السلام حمله نمود و هِشامُ بن اميّه مخزومى را از ميان آنها كشت ، آنها فرار كردند .
پس از آن كتيبهء دگرى روىآور شد ، رسول أكرم صلّى الله عليه و آله فرمود : بر اينها حمله كن ! بر آنها حمله كرد و عَمرو بن عبد الله جُمَحى را كشت و آنها ايضاً منهزم شدند و سپس كتيبه ديگرى روى آورد و رسول أكرم صلّى الله عليه و آله فرمود : بر اينها حمله كن ! على عليه السلام حمله نمود و از ايشان بُشرُ بْنُ مالِك عامرى را به قتل رسانيد و آن كتيبه روى به هزيمت نهاد و ديگر پس از آن برنگشتند « 2 » .
و مسلمين كه فرار كرده بودند شروع كردند به مراجعت به سوى پيامبر اكرم آمدن ، و مشركين هم به سوى مكّه بازگشتند ؛ و مسلمين با پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله به مدينه مراجعت نمودند . فاطمه عليها السلام به استقبال پدر رفت « 3 » و در دست او ظرف آبى بود كه پيغمبر با آن صورتش را شست « 4 » و أمير المؤمنين عليه السلام به پيغمبر رسيد در حالى كه خونْ
هامش
( 1 ) اين مطلب را نيز در « روضة الصّفا » آورده است ، و « سيرهء » ابن هشام ج 3 ، ص 615 .
( 2 ) اين مطلب را نيز در ( ( روضه الصفا ) ) آورده است .
( 3 ) فاطمهء زهرا سلام الله عليها در موقع حادثه احد يك ماه بود كه حضرت امام حسن عليه السلام را زائيده بودند . چون تولّد آن حضرت در 15 رمضان سنهء سوّم از هجرت است و غزوهء احد در 15 شوّال همان سنه واقع شد . اين مطلب را طبرى در « تاريخ » ج 2 ، ص 537 آورده و نيز گفته است : و در همين سال سوم از هجرت فاطمه سلام الله عليها به حضرت امام حسين عليه السلام آبستن شد و ميان تولد امام حسن و آبستن شدن به امام حسين بيش از پنجاه شب فاصله نبوده است .
( 4 ) واقدى در « مغازى » آورده است كه : فاطمه ( سلام الله عليها ) خون را از صورت پدرش شست .