تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
قريش در ميان طائفهء بَنى عبد الدّار بود و لواى مشركين با پنجاه نفر به دست طلحة بنُ أبى طلحة بود كه به او كَبْش كَتيبه ( قوچ جنگى سپاه ) مىگفتند . رسول خدا صلّى الله عليه و آله لواء مهاجرين را به على بن أبى طالب عليه السلام داد و خودش آمد تا در زير لواى انصار توقف فرمود . و ابو سفيان به نزد لواداران كفّار قريش آمد و گفت : اى لواداران شما مىدانيد كه در هر جنگى حمله به جماعت از سوى لواى آنها مىشود و در روز غزوهء بدر هم كه شما بنى عبد الدار لوا را در دست داشتيد ، از ناحيهء لوايتان به شما حمله‌ور شدند ، بنابر اين اگر در خود فتور و ضعفى از جهت نگهدارى لواء مىبينيد لواء را به ما بسپاريد تا شما را از نگهدارى آن كفايت نمائيم . طلحةُ بن أبى طَلحة به غضب درآمد و گفت : آيا به ما چنين نسبتى مىدهى ؟ سوگند به خدا كه در زير همين لواء آنها را در آبگيرهاى مرگ وارد سازم « 1 » . ابن مسعود مىگويد : اين طلحه كه قوچ جنگى لشكر كفّار بود به پيش آمد و على ابن أبى طالب عليه السلام نيز به پيش آمد و گفت : كيستى تو ؟ ! گفت : من طلحة بن أبى طلحه‌ام ، من كبش كتيبه‌ام ! پس بگو بدانم تو كيستى ؟ ! گفت من على بن أبى طالب بن عبد المطلّب مىباشم . در اين حال به هم نزديك شدند و فقط دو ضربه در ميانشان ردّ و بدل شد كه ناگاه على بن أبى طالب عليه السلام ضربه‌اى در جلوى سر او زد كه چشمش بيرون پريد و چنان فريادى زد كه مانند آن شنيده نشده بود و لوا از دستش بر روى زمين افتاد . برادرش مصعب لواء را برداشت و عاصم بن ثابت با تيرى وى را هدف ساخت و كشت ، برادر ديگرش عثمان لواء را گرفت و عاصم نيز او را با تيرى كشت . در اين حال غلامى داشتند به نام صواب ، كه شديدترين مردم در عناد و لجاج و پيكار بود . او لواء را برداشت كه على عليه السلام دستش را قطع نمود ، او لواء را با دست چپ گرفت على عليه السلام آن دست را نيز قطع كرد ، لواء را بر سينه گرفت و با دست
هامش
( 1 ) چون در عبارت طبع سنگى از « ارشاد » و الله لأوردنّكم بها اليوم حياض الموت با ضمير جمع مخاطب بود و ظاهراً اشتباه به نظر مىرسيد ما از روى عبارت طبع حروفى ص 73 كه با ضمير جمع مغايب ضبط شده بود ، ترجمه نموديم .