غم و غصّهء وارد بر پيامبرش صلّى الله عليه و آله را با دست او از بين برد و به فضل و فضيلت او در آن مقام خطير ، جبرائيل عليه السلام در ميان فرشتگان زمين و آسمان لب گشود و ندا در داد . و پيامبر هدايت صلّى الله عليه و آله از مزايا و خصوصيات وى كه در ملازمت و جهاد عظيم و اتّصال و اختصاص او با وى داشت و از عامّهء مردم پنهان بود پرده برداشت .
از اين باب است آنچه را كه يحيى بن عمارة ، از حسن بن موسى بن رياح مولى الأنصار ، از أبو البخترى قرشى روايت كرده است كه او گفت : رايت و لواء قُريش هر دو به دست قُصَىّ بْنُ كِلاب بود . سپس پيوسته رايت در دست فرزندان عبد المطلّب بود و كسانى از ايشان كه در جنگها حاضر بودند آن را حمل مىكردند تا اينكه خداوند پيغمبرش را برانگيخت و رايت قريش و غير قريش به پيغمبر أكرم رسيد ، و آن حضرت آن را در بنى هاشم نهاد و در غزوهء وَدّان كه أوّلين غزوهاى است در اسلام كه با پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله رايت حمل شد آن را به على بن أبى طالب عليه السلام عطا فرمود . از آن به بعد در بقيّهء مشاهد ، از بَدْر كه آن را ( بَطْشَة الْكُبْرَى ) گويند و در روز احُد ، رايت به دست او بود .
اما لواء ( كه كوچكتر از رايت است ) در آن هنگام در دست بنى عبد الدار بود ، و رسول خدا آن را به مُصْعَب بْنُ عُمَيْر عطا كرد و او شهيد شد و لواء از دستش افتاد ، در اين وقت قبائل مختلفى آرزوى حمل آن را كردند ، أمّا رسول الله صلّى الله عليه و آله آن را هم گرفت و به علّى بن أبى طالب عليه السلام داد « 1 » ؛ و بنابراين در آن روز هم رايت و هم لِواء براى او جمع شد ، و از آن به بعد تا به امروز هر دو در بنى هاشم بماند .
در اينجا شيخ مفيد ( رضوان الله عليه ) فصلى را مستقلّاً در مزايا و اختصاصات جهاد عظيم أمير المؤمنين عليه السلام در غزوهء احد منعقد نموده و گفته است :
فصلٌ مُفَضّل بن عبد الله ، از سماك ، از عِكْرَمه ، از عبد الله بن عبّاس روايت كرده است كه او گفت : أمير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام چهار چيز دارد كه براى أحدى
هامش
( 1 ) در « مناقب » ابن شهرآشوب ، طبع قم ، ج 1 ، ص 192 گويد : رسول خدا صلّى الله عليه و آله لواى مهاجرين را به على عليه السلام و لواى انصار را به سعد بن عبادة داد ، و خود در حالى كه دو زره پوشيده بود در زير لواى انصار نشست .