اللهَ فِى أهْلِ بَيْتِى . ( قَالَهَا ) ثَلَاثَ مَرّاتٍ .
قُلْنَا : [ يَا زَيْدُ ] مَنْ أهْلُ بَيْتِهِ ؟ ! نِسَاؤهُ ؟ قَالَ : لَا ، أهْلُ بَيْتِهِ أهْلُهُ وَ عَصَبَتُهُ الّذِينَ حُرِمُوا الصّدَقَةَ بَعْدَهُ : آلُ عَلِىّ وَ آل الْعَبّاسِ وَ آلُ جَعْفَرٍ وَ آلُ عَقِيلٍ . « 1 »
« من در ميان شما دو چيز نفيس و خطير و مصون به يادگار از خود مىنهم : يكى از آن دو كتاب الله عزّ و جلّ است كه هر كه از آن پيروى كند بر هدايت است و هر كه آن را رها كند در ضلالت است . و آن ديگر اهل بيت من است . آنگاه رسول خدا سه بار فرمود : من خدا را به ياد شما مىآورم ، در حفظ و حراست و تبعيّت و اطاعت از اهل بيت من !
يزيد بن حيّان مىگويد : ما گفتيم : اى زيد ! اهل بيت او كيستند ؟ ! آيا زنان او اهل بيت او هستند ؟ ! گفت : اهل بيت او ، اهل او و خويشاوندان پدرى او مىباشند كه صدقه گرفتن بر آنان حرام شده است : آل على و آل عبّاس و آل جعفر و آل عقيل . »
علّامه محمّد بن يوسف گنجى شافعى بر اين تفسيرى كه زيد بن ارقم براى اهل بيت مىكند ، سه اشكال دارد . توضيح آنكه : گنجى در كتاب خود « كِفايَةُ الطّالب » اين خطبه غدير را با سند متّصل و با متن مفصّل از زيد بن ارقم روايت مىكند و مىگويد : اين حديث را نيز مسلِم در « صحيح » و ابو داوُد و ابنُ ماجَه قزوينى در دو كتاب « سُنَن »
هامش
( 1 ) « فرائد السمطين » ج 2 ، باب 48 از سمط دوم ، ص 250 حديث 520 . و اين روايت را مير حامد حسين هندى در « عبقات » مجلّد ثقلين طبع اصفهان ج 1 ، ص 311 و سيد هاشم بحرانى در « غاية المرام » ص 215 حديث 30 ، از عامّه به روايت حمّوئى در « فرائد السّمطين » آورده است . و با سند ديگر مسلم قشيرى در « صحيح » خود از طبع مصر سنهء 1327 ، ج 2 ، ص 325 با اتصال سند به يزيد بن حيّان كه او گفت : من با حصين بن سبرة و عمر بن مسلم نزد زيد بن ارقم رفتيم . آنگاه زيد مفصلًا داستان غدير را شرح مىدهد و در پايان ، تفسير خودش را از اهل بيت بيان مىكند در پاسخ حصين كه مىگويد : اهل بيت او چه كسانى هستند ؟ و نيز اضافه مىكند كه : كلّ هؤلاء حرم الصّدقة ؟ قال : نعم . حصين مىپرسد : آيا صدقه بر تمام اينها حرام است ؟ گفت : آرى ! و احمد بن حنبل در « مسند » ج 4 ، ص 366 با سند خود اين روايت را به طور تفصيل آورده است و محبّ الدّين طبرى در « ذخائر العقبى » با تخريج مسلم آورده است ( ص 16 ) .