[ مفاد حديث ثقلين حجيت اهل بيت و عترت است ]
آنچه از حديث ثقلين به دست مىآيد از امامت و امارت و حكومت و ولايت و طهارت و علم و فهم و أعلميّت امامان و رشد و هدايت متابعان ، و كفر و غَوايت و ضلالت متخلّفان ، و بقاء و دوام اين امر تا قيامت و غير ذلك ، از دقّت در اين حديث با طرق مختلفه و مضامين متفاوته بسيار است ، ولى ما فقط
در اينجا به ذكر دو نكته اشاره مىكنيم :
نكتهء اوّل : حُجّيّت اهل بيت و عترت است همانند حجّيّت كتاب
در جميع معارف اصيل و فرهنگ قويم اسلام . بدين معنى كه به مثابه قرآن كريم در اصالت و واقعيّت و اتقان و مَصونيّت از غلط و خلط و اشتباه در تمام معارف و عقايد و احكام و قصص و حكايات و قوانين باقسامها و اخلاق و فلسفه و عرفان و علوم طبيعى و تجربى همانطور كه قرآن سند است و تمام اين فرهنگ گسترده بايد بدان برگردد همچنين اهل بيت و امامان دوازدهگانه در تمام اين مراحل و منازل دوشادوش قرآن اصالت و واقعيت و تحقّق دارند و بايد جميع معارف و فرهنگ با آن گستردگى و وسعتش بدانها بازگشت نمايد ، و گرنه غلط و اشتباه و متزلزل و فاسد و خراب خواهد بود .
ما با هر فرد از افراد عامّه و سنّى مذهب بحث و گفتگو داشته باشيم چون به كتاب الله برگردد و شاهدى از آيهاى آورده شود ، براى طرفين بحث تمام است ، زيرا آيه قرآن از جهت إتقان و إحكام و مصونيّت و عصمت ، بالادست ندارد و كسى را ياراى آن نيست كه بر آن خرده گيرد و به علّت عدم قبول قرآن بحث را ادامه دهد .
هامش
صحيحه متواتره از طريق عترت طاهره . آرى واجب است محبّت جميع أهل بيت او و ذرّيّه او فرداً فرداً به جهت آنكه از آن شجرهء طاهره عليهم السلام جدا شدهاند . و شاخههائى از آن درخت مىباشند ، و بدين وسيله قرب و نزديكى به سوى خداوند تعالى و شفاعت از جدّشان نصيب مىشود - فداى پيغمبر باد پدرم و مادرم - و من چنين بودم كه اولاد خود را وصيّت مىكردم تا اين حديث را بعد از شهادتين بر كفن من بنويسند تا خداوند را با آن ملاقات نمايم . و اينك وصيّت خود را به ايشان تكرار مىكنم و بايد نوشتن آنها بر روى عمامهاى كه از كفن مىبندند بوده باشد .