تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
فَدَعَا عَلِيّا ، فَلَمّا جَاءَ عَلِىّ عليه السلام قَالَ : يَا أنَسُ ! ادْعُ لِىَ الأنْصَارَ . فَجَاءُوا ، فَقَالَ النّبِىّ صلّى الله عليه و آله : يَا مَعْشَرَ الأنْصَارِ ! هَذَا عَلِىّ سَيّدُ الْعَربِ فَأَحِبّوهُ لِحُبّى وَ أكْرِمُوهُ لِكَرَامَتِى ، فَإنّ جَبْرَئِيلَ عليه السلام أخْبَرَنِى عَنِ اللهِ عَزّ وَ جَلّ مَا أقُولُ لَكُمْ . « 1 » « اى انس ! بخوان كه سيّد و سالار عرب حضور من بيايد . انس گفت : اى رسول خدا مگر تو سيّد و سالار عرب نيستى ؟ ! پيامبر فرمود : من سيّد و سالار فرزندان آدم مىباشم و على سيّد و سالار عرب است . انَس على را فراخواند ، چون على عليه السلام آمد پيامبر فرمود : اى انَس بخوان تا انصار حضور من بيايند . انصار آمدند ، در اين حال پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله گفت : اى جماعت انصار ! اين على است كه سيّد عرب است ، پس به جهت محبّتى كه من به او دارم شما هم وى را دوست داشته باشيد ، و به جهت احترام و گرامى بودنش نزد من شما هم وى را گرامى بداريد ، اين را كه من به شما مىگويم جبرئيل عليه السلام از خداوند عَزّ وَ جَلّ به من خبر داده است . » مُلّا عَلِى مُتّقى عين اين عبارت را از « مُسْندُ السّيّد الحَسَن عليه السلام » با تخريج ابو نُعَيْم در « حِلْيَة الأولياء » روايت كرده است ، مگر اينكه چون على آمد فرمود : يَا مَعْشَرَ الأنْصَارِ ! أ لَا أدُلّكُمْ عَلَى مَا إنْ تَمَسّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلّوا ، بَعْدَهُ ابَداً ؟ ! هَذَا عَلِىّ فَأحِبّوهُ بِحُبّى ، وَ أكْرِمُوهُ بِكَرَامَتِى ، فَإنّ جِبْرِيلَ أمَرَنِى بِالّذِى قُلْتُ لَكُمْ عَنِ اللهِ عَزّ وَ جَل . « 2 » « اى جماعت انصار ! آيا من رهبرى نكنم شما را به چيزى كه اگر بدان چنگ زنيد
هامش
( 1 ) « امالى » مفيد ، طبع جامعه مدرّسين ، ص 44 و ص 45 مجلس ششم ، حديث 4 . ( 2 ) « كنز العمال » طبع قديم ، ج 6 ، ص 600 ، و حمّوئى در « فرائد السّمطين » ج 1 ، ص 196 و ص 197 باب 40 حديث 154 عين اين روايت را با سند خود از امام حسن عليه السلام آورده است و در پايان آن گويد : ابو نعيم گويد : ابو بشر از سعيد بن جبير از عائشه مثل آن را به‌طور مختصر در سؤدد روايت كرده است و حاكم در « مستدرك » ج 3 ، ص 124 از عمر بن حسن راسبى از ابو عوانة از ابو بشر از سعيد بن جبير از عائشه روايت كرده و گفته است : اين حديث شاهدى از روايت عروه از عائشه و شاهد دگرى از روايت جابر بن عبد الله انصارى دارد كه به همين مضمون از پاسخ آن حضرت در سؤال عائشه وارد است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 375 | السيد محمد حسين الطهراني