ابن عَساكِر در « تاريخ دمشق » با سند متّصل خود از ابو طفيل عامر بن واثله روايت كرده است كه او گفت : شنيدم از زيد بن ارقم كه مىگفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله در ميان مكّه و مدينه نزد پنج درخت بزرگ فرود آمد ، مردم زير درختان را جارو زدند ، در اين حال رسول خدا رفت و نماز خواند ، و پس از آن براى خطبه قيام كرد و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد ، و از مواعظ و مطالب موجب تذكار و يادآورى به قدرى كه خداوند مىخواست او بگويد گفت ، پس از آن فرمود :
يَا أيّهَا النّاسُ ! إنّى تَارِكٌ فِيكُمْ أمْرَيْنِ لَنْ تَضِلّوا إذَا اتّبَعْتُمُوهُمَا [ ظ ] كِتَابَ اللهِ وَ أهْلَ بَيْتِى عِتْرَتِى .
ثُمّ قَالَ : أ تَعْلَمُونَ أنّى أوْلَى بِالْمُؤمِنِينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ ؟ ! [ قاله ] ثَلاثَ مرّاتٍ . فَقَالَ النّاسُ ! نَعَمْ ! فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله : مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَإنّ عَلِيّاً مَوْلَاهُ . « 1 »
« اى مردم ! من در ميان شما دو چيز را باقى مىگذارم كه تا زمانى كه از اين دو چيز پيروى كنيد گمراه نمىشويد : كتاب خدا و اهل بيت من عترت من ! پس از آن فرمود : آيا مىدانيد كه ولايت من به مؤمنين از ولايت خودشان به خودشان قوىتر و شديدتر است ؟ ! اين جمله را رسول خدا سه بار فرمود .
مردم گفتند آرى ! . . . » « 2 »
بَلَاذُرى در « انساب الأشرف » در ترجمه أمير المؤمنين عليه السلام با سند متّصل خود از زيد بن ارقم آورده است كه گفت : ما با رسول خدا در حجّة الوداع بوديم چون به غدير خم رسيديم امر فرمود تا زير درختان را تنظيف كردند . سپس ايستاد و گفت :
كَأنّى قَدْ دُعِيتُ فَأجَبْتُ [ وَ ] إنّ اللهَ مَوْلَاىَ وَ أنَا مَوْلَى كُلّ مُؤمِنٍ ، وَ إنّى تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إنْ تَمَسّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلّوا : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ! فَإنّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتّى يَرِدَا عَلَىّ
هامش
اربلى در « كشف الغمّة » ص 16 آورده است
( 1 ) « تاريخ دمشق » ج 2 ، از ترجمه امام على بن أبى طالب عليه السلام ، ص 36 ، حديث 534 .
( 2 ) ابن حجر هيتمى در « الصّواعق المحرقة » ص 25 قصّه غدير را با حديث ثقلين مشروحاً از زيد بن ارقم نقل كرده است .