گمراه نشويد و آن كتاب خداست پس بدان عمل كنيد ! »
به طور روشن و آشكارا از مقايسهء ميان جميع روايات واردهء در اين مقام و خطبههائى كه آن حضرت بيان فرمودهاند ، به دست مىآيد كه لفظ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى هم در اين خطبه بوده و عناداً و بغياً و حسداً ساقط نمودهاند .
* * *
مورد هفتم : خطبهء رسول الله صلّى الله عليه و آله در تمسّك به ثقلين در غدير خُمّ
ما با توفيقات حضرت ايزد منّان عَزّ اسْمُه در مجلّد ششم از « امامشناسى » سفر حجّة الودَاع رسول اكرم را كه در حقيقت مقدّمهاى براى پايهگذارى ولايت و خلافت أمير المؤمنين عليه السلام بود به طور تفصيل آورديم و بحث از خود حديث و خطبهء غدير به تنهائى سه مجلّد هفتم و هشتم و نهم را استيعاب كرد . اينك در اينجا فقط با نهايت اختصار به ذكر حديث ثَقلين كه در اين خطبه آمده است از بعضى از مصادر مهمّ تاريخى اكتفا مىنمائيم . « 1 »
احمد بن ابى يعقوب كاتب عبّاسى در تاريخ خود آورده است كه چون رسول خدا از مكّه مراجعت نمود در جائى كه نزديك جُحْفَه بود و به آن غدير خم مىگفتند هجده شب كه از ماه ذىالحجه سپرى شده بود ، فرود آمد و به خطبه برخاست و دست علىّ بن أبى طالب عليه السلام را گرفت و گفت :
أَ لَسْتُ أوْلَى بِالْمُؤمِنِينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ ؟ !
قَالُوا : بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ !
هامش
( 1 ) قندوزى در « ينابيع المودّة » ص 447 باب 77 ، از « مناقب » احمد بن حنبل از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام از پدرش امام محمد باقر عليه السلام روايت مىكند كه گفت : من نزد جابر بن عبد الله آمدم و به او گفتم : مرا از حجّة الوداع خبر بده ! او براى من شرحى مفصّل بيان كرد و سپس گفت : قال رسول الله صلّى الله عليه و آله : إنى تارك فيكم الثقلين ان تمسكتم بهما لن تضلّوا من بعدى : كتاب الله و عترتى أهل بيتى ، و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا عَلَىّ الحوض . قال : اللهمّ اشهد ، اللهمّ اشهد ، اللهم اشهد - ثلاثاً - . ايضاً اين روايت را امام علىّ الرّضا از پدرانش عليهم السلام روايت كرده است .