خود از عبد الرّحمن بن عَوْف كه چون رسول الله صلّى الله عليه و آله مكّه را فتح نمود به شهر طائف متوجّه شد و آنجا را هفده روز و يا نوزده روز « 1 » محاصره كرد . ثُمّ قَامَ خَطِيباً فَحَمِدَ اللهَ و أثْنَى عَلَيْهِ ثُمّ قَالَ : اوصِيكُمْ بِعِتْرَتِى خَيْراً ! وَ إنّ مَوْعِدَكُمُ الْحَوْضُ . وَ الّذِي نَفْسِى بِيَدِهِ لَتُقِيمُنّ الصّلَاةَ وَ لَتُؤْتُنّ الزّكَاةَ أوْ لأبْعَثَنّ إلَيْكُمْ رَجُلًا كَنَفْسِى يَضْرِبُ أعْنَاقَكُمْ . ثُمّ أخَذَ بِيَدِ عَلىّ فَقَالَ : هُوَ هَذَا !
« سپس به خطابه برخاست و حمد و ثناى خداوند را بجاى آورد و پس از آن فرمود : من به شما توصيه مىكنم كه با عترت من به خوبى عمل نمائيد ، و به درستى كه موعد و ميعاد شما در قيامت با ما در حوض است . و سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست ، البتّه و حتماً بايد نماز را بر پا بداريد و البتّه و حتماً بايد زكات را ادا كنيد و گرنه بر مىانگيزانم به سوى شما مردى را كه مانند جان خود من است كه گردنهاى شما را بزند . و سپس دست على را گرفت و گفت : او اين مرد است ! »
اين روايت را نيز ابن حجر هيثمى با تخريج از ابن أبى شيبه از عبد الرحمن بن عوف ذكر كرده است . « 2 »
بايد دانست كه اين خطبهء حضرت در خود طائف نبوده است بلكه پس از مراجعت بوده است ، و كلمه ثُمّ قامَ خَطِيباً يعنى اين خطبه پس از محاصرهء طائف بود ، گرچه بعد از بازگشت باشد ، و بدين نكته مرحوم آية الله سيّد شرف الدين عاملى تصريح دارد آنجا كه گويد : وَ تَارةً بَعْدَ انْصِرَافِهِ مِنَ الطّائِفِ . « 3 »
حال بايد ديد كه آيا چون از طايف به جِعْرانَه ، و سپس براى اداى عمره به مكّه آمد ، در مكّه وفود ثقيب آمدند يا آنكه پس از اداى عمره و بازگشت به مدينه ، واردين از بنى ثَقيف بدين شهر وارد شده به حضور مباركش رسيدند ؟
هامش
( 1 ) در كتاب « انسان العيون فى سيرة الأمين المأمون » كه معروف به « سيرهء حلبيّه » است در ج 3 ، ص 133 گويد : حصار طائف هجده روز طول كشيد بدون روز دخول و بدون روز خروج .
( 2 ) « الصواعق المحرقة » ص 75 .
( 3 ) « المراجعات » طبع اوّل ، ص 15 .