تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
برافراشت و گفت : آن مرد جز اين نيست ! » چون فرستادگان اين بدانستند و باز شدند و خبر بازدادند هول و هراسى بزرگ در آن قبيله افتاد . ناچار ساخته صلوة و زكات شدند . چون پيغمبر اين بدانست فرمود : مَا اسْتَعْصَى عَلَىّ أهْلُ مَمْلَكَةٍ وَ لَا امّةٍ إلّا رَمَيْتُهُمْ بِسَهْمِ اللهِ عَزّ وَ جَلّ . يعنى « هيچ طائفه‌اى مرتكب عصيان من نشد ، جز اينكه خدنگ خداى را بديشان فرستادم . » جمعى از اصحاب گفتند : خدنگ خداى كدام است ؟ قَالَ : عَلِىّ بْنُ أبي طَالِبٍ ! مَا بَعَثْتُهُ فِى سَرِيّةٍ إلّا رَأيْتُ جَبْرَئيلَ عَنْ يَميِنِه وَ مِيكَائِيلَ عَنْ يَسَارِهِ وَ مَلَكاً أمَامَهُ وَ سَحَابَةً تُظِلّهُ حَتّى يُعْطِىَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ حَبِيبَهُ النّصْرَ وَ الظّفَرَ « 1 » . يعنى « على را هرگز به قومى نفرستادم جز اينكه جبرائيل به دست راست و ميكائيل به دست چپ و مَلَكى از پيش روى بود و ابرى بر سرش سايه مىانداخت ، تا آنگاه كه خدايش فتح و نصرت بدهد . » « 2 » و از اينجاست كه أمير المؤمنين عليه السلام در روز شورى به همراهان گفت : نَشَدْتُكُمْ بِاللهِ هَلْ فِيكُمْ أحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ : لَأبْعَثَنّ إلَيْكُمْ رَجُلًا امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإيمَانِ غَيْرِى ؟ ! قَالُوا : اللّهُمّ لَا . « 3 » « من با شهادت و حضور خداوند شما را قسم مىدهم كه آيا غير از من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا دربارهء او گفته باشد : البتّه و حتماً من بر مىانگيزانم به سوى شما مردى را كه خداوند دل وى را به ايمان آزمايش كرده باشد ؟ ! گفتند : پروردگارا تو شاهدى كه : نه ، در ميان ما چنين كسى غير از تو نيست ! »
هامش
( 1 ) اين روايت را از ما استعصى عَلَىّ أهل مملكة تا پايان آن حمّوئى در « فرائد السّمطين » ج 1 ، ص 222 با سند متّصل خود از جابر بن عبد الله از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است ، أمّا لفظ و لا امّةً و لفظ حبيبه در آن نيست . ( حديث 173 از باب چهل و سوّم از سِمْطِ اوّل ) ( 2 ) « ناسخ التواريخ » مجلد حضرت رسول أكرم صلّى الله عليه و آله ، از طبع اسلاميّه ، جزء سوّم از جلد دوّم ، ص 136 و ص 137 . ( 3 ) همين كتاب ، و همين جا ، ص 134 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 344 | السيد محمد حسين الطهراني