تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
امام ، مفهوم و مُفادى براى تكيه گاه مؤمن مسلمان در راه معرفت خدا و اسلام حقيقى و اعتصام به ذات احديّت وجود ندارد . ثانياً در
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
، مراد مقام امامت است كه بايد همه مسلمين گرداگرد او اجتماع نمايند . اوست كه كتاب و سنّت را سرپا مىدارد . اوست كه بر ميزان كتاب و توحيد و درايت و معرفت و ولايت خويشتن ، جماعت اسلام و ايقان را حفظ مىكند . اوست كه سِرّ رسول خداست ، و پيوند با او پيوند با اسلام و روح نبوّت است . مراد از لفظ « جميعاً » در آيه و لفظ « جماعت » در روايت اين است ، نه آن كه كسى با هوى و هوس بر اريكهء خلافت غاصبانه تكيه زند ، و امّت را جاهلانه به دور خود جمع كند ، سپس نام اين جمعيت مجازى و ساختگى را جماعت گذارد ، و صاحبان اصلى اين جماعت را به واسطهء قلّت عدد ، و نيامدن در اين گروه ، از زمرهء متمرّدين و منعزلين از جماعت قلمداد كند ، و با اين حربه مجازى كه به سرقت ربوده است ، بر صاحبان واقعى آن بتازد و آنان را مخالف با جماعت بنماياند . در اين چند جملهء كوتاه توجّهى كنيد ، تا يك كتاب از اسرار و رموز و مختفيات بر شما روشن گردد . ثالثاً دعائى را كه حضرت ابراهيم كرد و به اجابت رسيد كه از ذرّيّه من امّت مسلمى را قرار بده ، منظور ظاهر اسلام نيست كه هر كس لفظاً مسلمان باشد ، گرچه در باطن آلوده و مغشوش و دچار ابتلائات نفسانى و غرور و حبّ جاه و آمال طولانى باشد ، مورد استجابت دعاى او باشد . اينان كه داراى نفاق باطنى هستند نمىتوانند مورد دعاى او واقع شوند . مراد از امّت مسلم خصوص اهل بيت و ائمّهء طاهرين سلام الله عليهم اجمعين هستند . رابعاً حقيقت اسلام ، ولايت است و كسى كه امام را نشناسد اسلام نياورده است ، و حديث مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتةً جاهِلِيّةً به خوبى مىرساند كه مردم دوران جاهليّت كه بهره‌اى از اسلام نداشتند به واسطهء عدم معرفتشان به