مَوْلَاهُ . « 1 »
« اى مردم من در ميان شما دو امر را باقى مىگذارم كه اگر از آن دو پيروى كنيد گمراه نمىشويد : كتاب خدا و اهل بيت من كه عترت من مىباشند . شما مىدانيد كه ولايت من به مؤمنين از ولايت خودشان به خودشان شديدتر و اكيدتر است ! هر كس كه من مولاى او هستم ، پس على مولاى اوست . »
سوم روايتى است كه از طبرانى در « معجم كبير » و از « مستدرك » حاكم از ابو طفيل از زيد بن ارقم آورده است كه :
69 - كَأنّى قَدْ دُعِيتُ فَأجَبْتُ ! إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ ، أحَدُهُمَا أكْبَرُ مِنَ الآخَرِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى . فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونّى فِيهِمَا ؟ ! فَإنّهُمَا لَنْ يَتَفَرّقَا حَتّى يَرِدَا عَلَىّ الْحَوْضَ . إنّ اللهَ مَوْلَاىَ و أنَا وَلِىّ كُلّ مُؤمِنٍ ، مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىّ مَوْلَاهُ . اللّهُمّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ . « 2 »
چهارم روايتى است كه از طبرانى در « معجم كبير » از ابو طفيل « 3 » از زيد بن ارقم
هامش
( 1 ) « كنز العمّال » ، ج 1 ، ص 167 حديث شماره 951 .
( 2 ) « كنز العمّال » ، ج 1 ، ص 167 حديث شماره 954 و « عبقات » ، ج 1 ، ص 278 و ص 279 از طبرانى .
( 3 ) أبو طفيل خودش از اصحاب رسول خداست ولى خودش بلاواسطه اين حديث را روايت نكرده است ، زيرا در زمان رسول خدا شايد در غدير نبوده است ، شرح حال وى را آية الله سيّد حسن صدر در كتاب « تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام » ص 186 در ضمن شعراى شيعه ذكر كرده و فرموده است : و از شعراى شيعه أبو طفيل عامر بن واثله صحابى است كه ترجمهء حال او را در كتاب « نسمة السحر فى ذكر من تشيّع و شعر » آورده است گويد : او فاضلى است كه در وى صحبت رسول خدا با محبّت اهل بيت گرد آمده است ، أبو الفرج اصفهانى گويد : أبو طفيل از خيار اصحاب رسول خدا صلّى الله عليه و آله بوده است و از آن حضرت روايت حديث كرده است و سپس عمر طولانى نموده است و از اصحاب على عليه السلام و از وجوه شيعه شمرده مىشده است و در نزد آن حضرت مكان و موقعيّتى خاص داشته است و اسب سوار چيره و ماهر و مرد كريم و شجاع و شاعر بوده است . او پس از أمير المؤمنين عليه السلام زندگى كرد و با مختار به طلب خونخواهى حسين عليه السلام برخاست و با او بود تا مختار كشته شد و پس از آن هم عمر كرد . قطرب بن خليفه