با تأمّل در متن اين روايت روشن مىشود كه متن اين روايت همان متن روايت شمارهء 32 است كه ما از « ينابيع المودّة » آورديم ، و ليكن دست تحريف در روايات مناقب اهل بيت آن را به صورت ناقص و ابْتَر درآورده است .
ممكن است به دست سَخَاوى ، ناقص رسيده باشد و ممكن است ناسخان پس از سخاوى ذيل آن را بريده و ناقص نموده باشند .
و اين متن وارد در اين روايت اخير از جهت مضمون ، بهترين و عالىترين مضمونى است كه در احاديث اين باب رسيده است . زيرا مىفرمايد : و إنّى مُخَلّفٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْن « من آن دو چيز ارزشمند و پر بها را به عنوان خليفه و جانشين از خود در ميان شما مىگذارم . » كه هم جمع ميان عبارت ثقلين نموده ، و هم عبارت تخليف را كه داراى مفاد و مفهوم از خود به يادگار به عنوان خليفه باشد استعمال نموده است .
و از اين صريحتر عبارتى است كه بعداً خواهد آمد كه : إنّى تَارِكٌ فِيكُمُ خَلِيفَتَيْنِ . « من در ميان شما دو جانشين از خود مىگذارم و مىروم . » « 1 »
روايت شماره 30 را كه از جابر آورديم ، با همان عبارت و متن را بدون كلمه بَعْدى در « كنْزُ العمّال » ، « 2 » و « جامع الاصول » ، « 3 » و « مصابيح السّنّة » « 4 » و « استجلاب ارتقاء
هامش
عين اين روايت را در ترجمهء احوال سخاوى كه از ابن عقده روايت مىكند آورده است و گفته است : سخاوى اين مطالب را در كتاب « استجلاب ارتقاء الغرف بحبّ أقرباء الرّسول ذوى الشّرف » كه نسخه عتيقه آن به حمد الله المنعم المفضال به حسن سعى و لطف اقبال يكى از متمسكين بأذيال سادات قادات اقيال ، لا زال ناهلًا من مناهل العلم و الكمال بحرمتهم الباهرة الجلال عليهم آلاف السّلام من الملك المتعال ، پيش نظر اين قاصر كئيب البال حاضر و موجود است .
( 1 ) اين حديث را در « كنز العمّال » طبع حيدرآباد سنهء 1364 ، ج 1 ، ص 154 از زيد بن ثابت به روايت احمد حنبل در « مسند » و طبرانى در « معجم كبير » خود آورده است به شماره 873 .
( 2 ) « كنز العمّال » ج 1 ، ص 152 و ص 154 به شماره 872 .
( 3 ) » جامع الاصول » ابن اثير جزرى : مبارك بن محمّد بن محمد بن عبد الكريم حديث جابر را بدين عبارت مذكور در روز عرفه حجّة الوداع از رسول الله در حالى كه بر ناقه قُصْوَى سوار بودند تخريج كرده است . و در پايان گفته است : آن را ترمذى تخريج نموده است ح . غ . ز . ت .