« اى مردم من مسؤول هستم و شما نيز مسؤول مىباشيد ! پس چه خواهيد گفت ؟ ! گفتند : ما شهادت مىدهيم كه تو تبليغ رسالات خدايت را نمودى و نصيحت كردى و اداء وظيفه نمودى ! فرمود : من جلودار شما هستم كه زودتر مىروم ، و شما در حوض وارد بر من مىشويد ، و من به عنوان خليفه و جانشين در ميان شما مىگذارم دو چيز نفيس و گرانقدر را ؛ اگر به آن دو چيز تمسّك جوئيد گمراه نمىشويد : كتاب خدا و عترتم كه اهل بيتم هستند ، و حقّاً آن دو از هم جدا نمىشوند تا با هم بر من در حوض كوثر وارد شوند .
سپس فرمود : آيا شما اين طور نبوديد كه بدانيد ولايت من به شما از شما به شما بيشتر است ؟ ! گفتند : چرا ! در اين حال دست على را گرفت ، فرمود : هر كس كه من مولاى او بودم پس على مولاى اوست . و پس از آن فرمود : خداوندا ! در ولايت خود بگير آن كس را كه ولايت على را دارد ، و دشمن بدار آن كس را كه وى را دشمن دارد ! »
33 - أمّا بَعْدُ ، أيّهَا النّاسُ ! فَإنّى لَأرَانِى يُوشِكُ أنْ ادْعَى فَاجِيبَ ، وَ إنّى مَسْؤُولٌ وَ أنْتُمْ مَسْئُولُونَ ، فَمَا أنْتُمْ قَائِلُونَ ؟ ! قَالُوا : نَشْهَدُ أنّكَ بَلّغْتَ الرّسَالَةَ وَ نَصَحْتَ وَ أدّيْتَ !
قَالَ : إنّنِى لَكُمْ فَرَطٌ وَ أنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَىّ الْحَوْضَ ، وَ إنّى مُخَلّفٌ فِيكُمُ الثّقَلَيْنِ : كِتابَ اللهِ ( وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى - صح ظ ) . « 1 »
هامش
با رسول خدا بوديم چون برگشت در جحفه نزول كرد و سپس براى مردم خطبه خواند و چنان گفت .
( 1 ) در « عبقات » ج 1 ، ص 267 گويد : ابو العبّاس ابن عقدة در كتاب « ولايت » از طريق يونس بن عبد الله بن ابى فروة از ابو جعفر محمّد بن على از جابر تخريج كرده است كه گفت : ما با رسول خدا در حجّ بوديم چون به جحفه مراجعت نمود امر كرد تا زير درختان را جارو كردند و سپس چنان گفت . اين روايت را از ابن عقده ، علّامه شمس الدّين سخاوى در كتاب « استجلاب ارتقاء الغرف » حكايت نموده است . بارى تمام اين مطالب مذكور را صاحب « عبقات » در ترجمهء احوال ابن عقده ذكر كرده است . بايد دانست كه صاحب « عبقات » در ج 2 ، ص 578 عين اين مطالب و