چراغى است كه روشنى آن در لَمَعان است ، و شهابى است كه نور آن بالا و بلند است ، و آتشگيرانهاى است كه نورش مىجهد و برق مىدهد . سيره و روش او ميانهروى است ، و سنّت او رُشد و تكامل است ، و گفتار او قاطع و فاصل ميان خير و شرّ است ، و حكم او عدل و داد است . »
و أيضاً در « نهج البلاغة » مىفرمايد : بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِى الظّلْمَاءِ ، وَ تَسَنّمْتُمُ الْعَلْيَاءَ ، وَ بِنَا انْفَجَرْتُمْ عَنِ السّرَارِ . وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ يَفْقَهِ الْوَاعِيَة « 1 » . « به واسطه ما بود كه شما از تاريكى بَحت و شديد هدايت يافتيد ، و بر بالاى سنام شتر راهوار هدايت سوار شديد ، و به واسطهء ما بود كه از ظلمت آخرين شب ماه بيرون آمده ، فجر صادق ما طالع شد و شما را در نور و درخشش گرفت . كَرْ است گوشى كه صداى صيحه و فرياد را ادراك نمىكند . »
مقصود حضرت از بِنَا اهْتَدَيْتُمْ رسول خدا و خود اوست كه همگام با او در تمام مراحل تعليم و ارشاد و هدايت و هجرت و جهاد و تحمّل مشكلات و سختىهاى آن ، قدم بر مىداشت .
و أيضاً در « نهج البلاغة » در خطبهاى پس از بيان فضائل رسول أكرم صلّى الله عليه و آله مىفرمايد : أيّهَا النّاسُ اسْتَصْبِحُوا مِنْ شُعْلَةِ مِصْبَاحِ وَاعِظٍ مُتّعِظٍ ، وَ امْتَاحُوا مِنْ صَفْوِ عَيْنٍ قَدْ رُوّقَتْ مِنَ الْكَدَر . « 2 » « اى مردم چراغ خود را برافروزيد از شعله چراغ واعظى كه خود مُتّعِظ است و پند دهندهاى كه خود پند گرفته و به كار بسته است ، و براى رفع عطش و تشنگى خود آب بطلبيد از چشمه صافى و عين زلالى كه از كدورت پاك شده است . » و مراد علوم خود آن حضرت است كه سرچشمه پاك و زلال معارف است .
و ايضاً در « نهج البلاغة » ، در خطبهاى بعد از بيان زهد رسول الله و اعراض او از
هامش
( 1 ) از خطبهء 4 ، و از طبع مصر و تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 38 .
( 2 ) از خطبهء 102 ، و از طبع مصر و تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 201 .