تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
چون أمير المؤمنين عليه السلام وارد شد و در ميان آنها قرار گرفت كتاب الله را در ميان نهاد و گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله گفت : من در ميان شما چيزى را به يادگار مىگذارم ، مادامىكه به آن تمسّك كنيد ابداً گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترت من اهل بيت من . اين است كتاب خدا و من هستم عترت رسول خدا ! دومى ( عمر ) به سوى او برخاست و گفت : اگر در نزد تو قرآن هست در نزد ما نيز مثل آن هست ! و بنابر اين ما نيازى به شما دو تا نداريم ! أمير المؤمنين عليه السلام كتاب الله را با خود برداشت و بعد از اتمام حجّت آن را بازگردانيد . » و در خبر طولانى از حضرت صادق عليه السلام آمده است كه حضرت آن كتاب را برداشته و به سوى حجره خود برگشت و با خود مىگفت : فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ « 1 » . « اين قرآن را به پشت سرشان افكندند و قرآن را به قيمت بَخْسى فروختند پس بد معامله‌اى كردند . » و به همين مناسبت ابن مسعود اين طور قرائت كرده است : إنّ عَلِيّا جَمَعَهُ وَ قَرَأَ بِهِ وَ إذَا قَرَأ فَاتّبِعُوا قِراءَتَهُ « 2 » ، « 3 » « بدرستى كه على قرآن را جمع كرد و آن را قرائت نمود و چون او قرآن را خواند از قرائت او پيروى كنيد . » « 4 »

[ معرفى رسول خدا على عليه السلام را در حجره ]

و شيخ طوسى در « أمالى » با سند متّصل خود از ابو ثابت غلام ابو ذرّ از امّ سَلَمه
هامش
( 1 ) آيه 187 ، از سورهء 3 : آل عمران . ( 2 ) رجوع شود به آيه 17 و 18 ، از سوره 75 : قيامت . « بحار الانوار » ج 92 ، ص 53 ، « مناقب » ص 41 . ( 3 ) رجوع شود به آيه 17 و 18 ، از سوره 75 : قيامت . « بحار الانوار » ج 92 ، ص 53 ، « مناقب » ص 41 . ( 4 ) شيخ مفيد در « ارشاد » گويد كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : أيّها الناس ! أنَا فَرَطكم و أنتم واردون عَلَىّ الحوض ، ألا إنّى سائلكم عن الثقلين ، فانظروا كيف تَخْلُفونّى فيهما ؟ ! فإنّ اللّطيف الخبير نبّأنى أنّهُما لن يفترقا حتّى يلقيانى ، و سألت ربّى ذلك فأعطانيه . ألا و انّى قَد تَركتهما فيكم : كتاب الله و عترتى أهل بيتى ، فلا تسبقونى فتمرقوا ، و لا تقصروا عنهم فتهلكوا ، و لا تعلّموهم فانّهم أعلم منكم . ( غاية المرام ص 229 ، ص 230 حديث چهل و ششم ) و نيز شيخ مفيد در « ارشاد » حديث غدير خمّ را كه در آن امر به تمسّك ثقلين شده است بطور تفصيل ذكر نموده است . ( غاية المرام ص 230 حديث چهل و هفتم از خاصّه . و نيز گويد : اين حديث را طبرسى در « إعلام الورى » روايت كرده است . )