تحكيم پدرش ، و برادرش عبد الرّحمن كه در قرآن كريم عذاب أبدى براى او طبق آيه :
وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ . أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ
، « 1 » مقرّر شده است جعل و وضع نموده است ، همان عائشهاى كه جنگ جمل را به راه انداخت و دوازده هزار نفر از نفوس مسلمين را به كشتن داد و خود سوار شتر شده رياست لشكر را به عهده داشت براى كشتن و نابود ساختن نور أمير المؤمنين على بن أبى طالب إمام به حق و حجّت بر خلق و كانون ولايت و مصدر صدق و حقيقت .
همان عائشهاى كه گفت : عثمان را بكشيد كافر شده است ( اقْتُلُوا نَعْثَلًا فَقَدْ كَفَرَ ) . امّا پس از آنكه مردم با أمير المؤمنين عليه السلام بيعت كردند ، گفت : على قاتل عثمان است و به شهرها نامه نوشت و آنها را براى جنگ با أمير المؤمنين به بهانهء اينكه عثمان مظلوم كشته شده است و على قاتل اوست ، دعوت كرد .
هامش
( 1 ) آيه 17 و 18 ، از سورهء 46 : احقاف : « و آن كسى كه به پدر و مادرش گفت : اف باد بر شما ، آيا شما مرا وعده مىدهيد كه سر از قبر بيرون مىآورم و مبعوث مىشوم در حالى كه مردمان در قرون عديده مردهاند و ابداً برنگشتهاند ؟ ! و آن پدر و مادر استغاثه به خدا مىنمودند كه اى پسر واى بر تو ، ايمان بياور ، حقّاً وعدهء خدا حق است . و او در جواب مىگفت : اين عقيدهء شما نيست مگر خرافات و عقيدههاى سخيف پيشينيان . آنها كه منكر معادند كسانى هستند كه كلمه عذاب حقّ بر آنها محقّق شده است در زمرهء افرادى كه قبل از آنها از جنّ و انس بودهاند . حقّاً آنان از زيانكارانند . »
در « الميزان » ج 18 ، ص 225 از تفسير « الدّرّ المنثور » روايتى را نقل مىكند كه اين آيه دربارهء عبد الرّحمن بن ابى بكر نازل شده است و مىفرمايد : داستان خطبهء مروان در مسجد مدينه و دعوت مردم به پذيرش استخلاف معاويه يزيد را و انكار عبد الرّحمن بر او و جواب او به اين كه : أَ لَسْت الذى قال لوالديه افّ لكما ؟ و پاسخ عبد الرحمن به اينكه : أَ لَسْتَ ابن اللّعين الّذى لعن اباك رسول الله ؟ معروف است . علّامه مىخواهند از اين آيه استفاده كنند كه چون به عنوان حقّ عليهم القول آورده شده است مىتوان فهميد كه اسلام عبد الرّحمن صورى بوده و اثرى نداشته است و وى از مخلّدين در آتش و از خاسرين است مگر اينكه اين روايات و تاريخ را دربارهء او انكار كنيم همچنان كه خواهرش عائشه انكار نمود .