تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
و محافل و مدارس و در خطبه‌هاى عيد و جمعه نمىشد ، و تا قريب يكصد سال كتاب حديث و سنّتى نوشته نشد . يعنى ردّ عمر كلام رسول خدا را ، اين لوازم گسترده و وسيع را به دنبال آورد و سپس در زمان معاويه حديث سازان دربارى او همچون أبو هريره و أبو درداء كه از اصحاب رسول خدا بوده‌اند ، به قدرى حديث در منقبت ابو بكر و عمر و عثمان ساختند و در شأن عايشه بالأخصّ روايت ساختند كه در كتب و طوامير مسانيد و صحاحشان جا گرفت ، و از احاديث فضائل أمير المؤمنين و آل عبا به قدرى كاستند كه به ندرت روايتى در آنها گنجانيده شد . بر اين اساس ، جميع روايات واردهء در اين زمينه ، ساختگى و مجعول است و شيعه در أمثال اين موارد نگاه به صحّت سند نمىكند متن روايت را دليل كذبش مىداند ، زيرا پر واضح است حزبى كه پيروز شده و مخالفانش را زير تيغ و نيزه و شمشير و سنگ و قتل صبر مىبرد همچون روز عاشورا ، و واقعهء محمّد و ابراهيم فرزندان عبد الله محض ، و واقعهء زيد بن على بن الحسين و يحيى ، و واقعهء حسين بن على در وقعه فَخّ قريب به مدينه كه مثابه وقعهء طَف بود ، و سپس بنى عبّاس كه خود را حاكم و آمر داشته و تا حدّ امكان در اطفاء نور و حيات و علم و حتّى زندگى مادّى رقيبشان كه از أولاد فاطمه عليها السلام بودند مىكوشند ، از دستبرد به سنّت رسول خدا دريغ نمىكند و تا سرحدّ قدرت در جعل و تزوير روايات دروغين و نسبت آنها به رسول خدا كه همه مردم مىپذيرند و قبول مىنمايند دريغ نمىنمايد . از جمله روايات مجعول و دروغين كه با تردستى هر چه تمام‌تر جعل شده و آثار كذب به قرائن و شواهد عديده‌اى در آن مشهود است روايتى است كه بخارى در « صحيح » خود آورده است ، و ما عين آن را با سندش مىآوريم و سپس ترجمه و بحث مىكنيم : حديث كرد از براى من إسحق از بِشْر بْن شُعَيْبِ بْنِ أبِى حَمْزَة ، گفت : حديث كرد براى من پدرم از زُهْرى ، گفت : خبر داد به من عَبْدُ اللهِ بْن كَعب بن مالك أنصارى - و كعب بن مالك يكى از آن سه نفر بوده است كه توبه‌شان بخشيده شد - كه عبد الله