طبق سنّت عمر و ابو بكر ، خلفاى واجب الإطاعة خواندند و نام أُولوا الأمر بر آنها گذاردند . و مخالفين را به اتّهام خلاف رأى فقيه و حاكم واجب الطّاعة زير مهميز تازيانه و شلّاق و شكنجه و حبس و إعدام و دار آويختن و خانه بر سر خراب كردن ، نابود نمودند .
[ بحث نهم معلوم است كه با چنين وضعى اين حزب پيروز اگر بخواهد سركار بماند ، نمىتواند بر همان نهج زمان رسول خدا كار كند ]
بحث نهم : معلوم است كه با چنين وضعى كه حزب مخالف أمير المؤمنين عليه السلام از آن هنگام پيش آوردند ، و اين حزب در داخل خانهء رسول ( عائشه و حفصه و بعضى ديگر ) و در خارج از خانه به طور شبكه اتّصاليّه از هم خبر داشتند و كار مىكردند و با ندائى كه به هذيان و ياوهگوئى رسول الله ، عمر به ميدان آورد و سنّت را شكست ، ديگر اين حزب پيروز اگر بخواهد سركار بماند ، نمىتواند بر همان نهج زمان رسول خدا كار كند ، زيرا آن منهج قرائت و تدبّر كتاب الله و نقل و بيان حديث رسول الله بود . در هر مجلس و محفل ذكر رسول خدا و بيان مواعظ و احكام و خطبههاى او بود .
اينك اين حزب اگر بخواهد مردم را در بيان حديث و سنّت آزاد بگذارد ، بدون شك سخن از مقام و منزلت أهل بيت عترت و علوم بىپايان و فضائل و مناقب أمير المؤمنين عليه السلام و سيره و منهاج صدّيقهء كبرى ، و طهارت و عصمت آل عبا و أمثال اين مطالب را كه مؤمنين پيوسته از رسول خدا از ابتداى نبوّت تا به حال شنيدهاند ، پيش مىآيد و از مثالب و سيّئات خلفاى بر روى كار آمده و حزبشان در داخل خانه ( عائشه و حَفْصَه ) و در خارج خانه از فراريان در جنگها ، و از تعدّيات به رسول الله و كشتن رقيّه دختر رسول خدا به دست عثمان ، و كشتن صدّيقه كبرى با حمله و هجوم حزب پيروز بر خانه فاطمه براى اخراج متحصّنين در آن براى بيعت و سر سپردگى به اين نظام ظالمانه ، و از تفسير آيات قرآن كه همه به وسيلهء پيغمبر بيان شده است و همه مشحون از ذكر و نام و مقام و شأن نزول آن درباره مولاى متّقيان ، و از بيان حقايق و اسرارى كه طبعاً اين حزب با آن سر و كار ندارد ، گفتگو مىشود .
فلهذا همين كه دوران دو ساله ابو بكر سپرى شد و نوبت به عمر رسيد ، بيان سنّت رسول الله را به كلّى قدغن كرد ، و تا يكصد و پنجاه سال ذكرى از آن در مساجد