تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
« نزديك است كه من از طرف پروردگارم دعوت شوم و اجابت كنم ، و من در ميان شما دو متاع نفيس و گرانقدر باقى مىگذارم : كتاب خدا و عترت خود را ! كتاب خداوند كه ريسمانى است كه ميان آسمان و زمين كشيده شده است ، و عترت من كه اهل بيت من مىباشند . و تحقيقاً خداوند لطيف و خبير به من خبر داده است كه : آن دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . اينك شما بنگريد كه چگونه حقّ مرا در اين دو يادگار بجامانده ، رعايت مىكنيد ؟ ! » شيخ مفيد در « ارشاد » گويد : و از امورى كه بر فضيلت و برترى أمير المؤمنين عليه السلام مىافزايد و او را به جلالت رتبه و منزلت اختصاص مىدهد ، امور مختلف و
هامش
( از قصيده دوم ابن ابى الحديد ، با شرح سيّد محمد صاحب « مدارك » كه با معلّقات سبعه و قصيده برده در يك مجموعه طبع سنگى شده است . ) در اينجا ابن ابى الحديد در برابر مثالب ابو بكر ، مناقب آن حضرت را مىشمرد و مىگويد كه او در سپاه أُسامة بن زيد كه او را رسول خدا امير قرار داده بود قرار نگرفت تا اسامه امير وى باشد . و در وقت هجرت كه أمير المؤمنين تا صبح در بستر پيامبر خسبيد و ابو بكر در غار به پيغمبر پيوست و قلبش از ترس مىتپيد ، دلش نتپيد . و در جنگ بدر كه أمير المؤمنين به تنهائى سى و پنج نفر را كشت و سى و پنج نفر ديگر را مسلمانان با معاونت ملائكه كشتند ، و ابو بكر در سايبانى كه براى پيغمبر درست كرده بودند و خود را پنهان نموده بود ؛ أمير المؤمنين خود را پنهان نكرد . و در وقتى كه ابو بكر را براى ارسال سورهء برائت به مكّه فرستاد و سپس او را عزل نمود و مأموريّت را به أمير المؤمنين داد ، أمير المؤمنين را معزول نساخت و هرگز در نماز جماعت مؤخّر قرار نگرفت . على آن جوانمردى است كه رگ و ريشهء تيم بن مرّة در خون او نبوده چون از طائفه و قبيله ابو بكر نبود ، و رگ و ريشهء اجداد رسول خدا در او بود ، و او در زمانهاى دراز و عصرهاى متوالى همانند ابو بكر در مقابل بت لات خبيث به سجده در نيامد و آن را نپرستيد . على پيشوا و امام هدايت است كه در حال افطار قرص نان خود را به سائل داد و بدين سبب قرص خورشيد سپيد و درخشان براى او برگشت . على كسى است كه در روز مباهله با نصاراى نجران پيامبر او را با خود و فاطمه و حسنين عليهم السلام در زير كساى يمانى برد و جبرائيل نيز خود را در زير كسا داخل كرد و به افتخار همنشينى با وى مفتخر آمد . بدين جهت است كه على جامع فضايل و مناقب است ، چنانچه در مثل مشهور آمده است كه : تمام و كمال تمام صيدها و شكارهاى خوش خوراك صحرائى را كه بخواهى بيابى آن را در داخل شكم حمار وحشى جستجو كن كه از همه لذيذتر و شكارش مشكل‌تر است .