انتخاب شده و اختيار شده باد ، كه به آنها نمىدهد مگر شمشير را كه بر آنها مىنهد و مىكشد و درهم مىكوبد و همه را با شمشير درهم مىريزد . آن شمشير را بر دوش خود هشت ماه مىنهد و آنقدر مىكشد كه قريش مىگويند : اگر اين مرد از فرزندان فاطمه بود به ما رحم مىكرد . خداوند او را براى شكست دادن بنى اميّه بر مىانگيزاند و تحريض مىكند و او چنان بنى اميّه را هلاك و نابود مىسازد كه همچون تكّههاى چيز خرد شده ، خرد و ريز ريز مىشوند . بنى اميّه مورد لعنت و دورباش از رحمت خداوندند ، هر كجا كه بر آنها دست يابند و ظفر كنند ، گرفته مىشوند و با أشدّ از وجوه كشتن ، كشته مىشوند . اين سنّت خداوند است دربارهء كسانى كه از قبل آمدند و گذشتند و رويّه و منهاجشان اين طور بوده است ، و هيچگاه نمىيابى كه سنّت خداوند تبديل و تغيير كند » .
و اگر بگوئى : به چه علّت حضرت گفت : اگر من در ميان شما نبودم كسى از شما با اهل جمل و اهل نهروان قدرت جنگ كردن را نداشت . و دربارهء اهل صفّين نگفت ؟
در پاسخ گفته شده است : چون شبهه در اهل جمل و اهل نهروان طورى بوده است كه التباس و اشتباه حقّ در آن به باطل ظاهر بوده است ، به واسطهء آنكه طلحه و زبير موعود به بهشت بودهاند ، و عائشه موعود بوده است كه همين طور كه در دنيا زوجهء رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بوده است در آخرت نيز زوجهء او باشد . و حال طلحه و زبير در سبقت در جهاد ، و هجرت معلوم است . و حال عائشه در محبّت رسول الله به او و تمجيدش و نزول قرآن دربارهء او ( دربارهء قضيّهء إفك ) معلوم است « 1 » .
[ نكوهش طلحه و زبير و عايشه ]
اما اهل
هامش
( 1 ) - آنچه را كه ابن ابى الحديد در اين عبارات راجع به وعدهء بهشت براى طلحه و زبير و عائشه آورده است ، بر اساس مذهب خودش مىباشد كه از عامّه است . و ليكن اصحاب ما اماميّه ابدا اين خبرها را نمىپذيرند و در كتب كلاميهء خود مفصّلا بطلان آنها را اثبات كردهاند . و از آنچه ما نيز در اين مجلّدات « امامشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام ذكر كردهايم به خوبى اين حقيقت روشن مىشود ، زيرا بر فرض صحت خبرى كه به آنها وعدهء بهشت داده شده باشد ، اين