نمىپرسيد و نه از گروهى كه صد نفر را هدايت مىكند و گروهى كه صد نفر را گمراه مىكند مگر آنكه من اينك به شما خبر مىدهم كه داعى و محرّك آن كيست ؟ و جلودار و پيشرو و علمدار آن كيست ؟ و عقبدار و دنبالهرو آن كيست ؟ و محلّ بر زمين نشستن و افتادن شتران آنها كجاست ؟ و موضع و مكان فرود آمدن و به زير افتادن اثاثيّه و اسباب آنها كجاست ؟ و كدام يك از اهل آن گروه به واسطهء جنگ و كارزار كشته مىشود ؟ و كدام يك به واسطهء مرض و ناخوشى با مرگ عادى مىميرد ؟
[ اخبار آن حضرت از وقايع پس از خود ]
و اگر من از ميان شما رخت بربندم و به سراى جاودان بروم و ديگر مرا در ميان خودتان نبينيد و امور ناگوار و ناپسند بر شما فرود آيد و مشكلات و سختىهاى شديد و در هم كوبنده بر شما نازل گردد ، در آن وقت از شدّت يأس و ناهموارى و درهم پيچيدگى امور بسيارى از پرسش كنندگان از فرط حيرت ، سر به زير افكنند و بسيارى از پرسش شدگان سستى و تكاهل ورزند . و اين در وقتى است كه جنگ شما در يك جا مجتمع گردد و ادامه پيدا كند و با تمام جدّ و اهتمام برپا شود و دنيا چنان بر شما تنگ گردد كه با آن تنگى و ضيق ، شما روزهاى بلا و فتنه را براى خود طولانى بيابيد و در تحمّل مصائب و ناراحتىهاى آن دوره ، زمانهاى دراز و طويلى را در وجود خود احساس كنيد . و اين امر ادامه پيدا كند تا خداوند براى باقيماندگان از ابرار و نيكان شما رفع محنت كند و فتح ابواب رحمت بنمايد .
فتنهها چون روى آورند و هنوز واقع نشدهاند در آنها بسيار حقّ با باطل مشتبه مىگردد و باطل بسان حقّ رخ نشان مىدهد و شباهت پيدا مىكند ، و چون پشت كنند و واقع شوند ، حقيقت خود را نشان مىدهند و شناخته مىشوند و موجب عبرت و تنبّه مىگردند . در هنگامى كه مىخواهند روى آورند شناخته نمىشوند و در هنگامى كه واقع شدند و پشت كردند شناخته مىشوند . مانند جريان و گردش بادها دور مىزنند و مىگردند ، به شهرى مىرسند و به شهرى ديگر نمىرسند .