بنى اميّة لكم أرباب سوء كالنّاب الضّروس تعذم بفيها و تخبط بيدها و تزبن برجلها و تمنع درّها . لا يزالون بكم حتّى لا يتركوا منكم إلّا نافعا لهم أو غير ضائر بهم . و لا يزال بلاؤهم حتّى لا يكون انتصار أحدكم منهم إلّا كانتصار العبد من ربّه ، و الصّاحب من مستصحبه . ترد عليكم فتنتهم شوهاء مخشيّة و قطعا جاهليّة ليس فيها منار هدى ، و لا علم يرى .
نحن أهل البيت منها بمنجاة و لسنا فيها بدعاة . ثمّ يفرّجها الله عنكم كتفريج الأديم به من يسومهم خسفا ، و يسوقهم عنفا ، و يسقيهم بكأس مصبّرة ، لا يعطيهم إلّا السّيف و لا يحلسهم إلّا الخوف .
فعند ذلك تودّ قريش بالدّنيا و ما فيها لو يروننى مقاما واحدا و لو قدر جزر جزور لأقبل منهم ما أطلب اليوم بعضه فلا يعطوننى « 1 » .
« امّا بعد ، اى مردم من بودم كه چشم فتنه را شكافتم و از بن بيرون انداختم و هيچ كس را جز من جرأت آن نبود كه بر قلع و قمع فتنه ( جمل و نهروان ) اقدام كند و هجوم آورد بعد از آنكه ظلمت آن گسترده شده ، تاريكيش موج زنان در امتدادى طولانى همه را شامل شد و ميكرب هارى سگ گزندهء آن كه به هر كس مىرسيد او را ديوانه نموده ، در آستانهء مرگ مىبرد شدّت يافته بود . در چنين موقعيّتى شما از من بپرسيد و رفع مشكلات خود را بخواهيد و براى ارائهء صراط مستقيم و سير بدون خطر در آن ، از من جويا شويد پيش از آنكه مرا نيابيد ! بنابر اين گفتار ، سوگند به آن كسى كه جان من در دست اوست شما در تمام حوادث و جرياناتى كه از حالا تا روز قيامت در عالم تحقّق پيدا مىكند از من
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغة » خطبهء 91 طبع مصر ، مطبعهء عيسى البابى الحلبى و تعليقهء شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 182 تا ص 184 و در نسخهء ابن ابى الحديد به عوض لفظ ليجرأ عليها ، ليجترى عليها آمده است . و اين اولين خطبهاى است كه ابراهيم بن محمّد ثقفى در كتاب « غارات » خود ، از ص 1 تا ص 13 با عبارات بيشترى نقل مىكند . ابراهيم اين خطبه را با دو سند خود از زرين حبيش روايت مىكند . و مجلسى در « بحار الأنوار » طبع كمپانى ، ج 8 ، ص 605 و ص 606 در باب قتال الخوارج و احتجاجاته ، از « غارات » روايت مىكند .