متواتر است ، چون مشهور است و مردم جميعا آن را نقل نمودهاند و آن از معجزات و اخبار مفصّله از كشف غيب امير المؤمنين عليه السّلام است .
[ گفتار ابن ابى الحديد در معجزه بودن اخبار غيب آن حضرت ]
پس گويد : اخبار بر دو قسم است :
قسم اوّل ، اخبار مجمل است كه در آنها معجزهاى به نظر نمىرسد مثل اينكه مردى به يارانش بگويد : شما به زودى بر اين گروهى كه فردا با آنها برخورد مىكنيد يارى كرده مىشويد و غلبه مىكنيد . بنابر اين اگر غلبه كرد و پيروز شد ، اين را حجّت خود در نزد يارانش قرار مىدهد و معجزه به شمار مىآورد و اگر غلبه نكرد و پيروز نشد به آنان مىگويد : نيّتهاى شما تغيير كرد و شكّ كرديد در گفتار من ، فلهذا خداوند نصرتش را از شما برداشت . و مثل اين مثال از اقوال و سخنان ديگر . اين از يك طرف و از طرف ديگر ديدن و عادت بر اين جارى است كه : ملوك و رؤسا ، ياران خود را وعدهء به ظفر و نصرت مىدهند و آرزوى گرفتن حكومتها و دول را در سر ايشان مىپرورانند . روى اين اصلى كه ذكر شد نظير اين اخبار دلالت بر اخبار از غيبى كه متضمّن معجزه باشد نخواهد كرد .
قسم دوم ، اخبار مفصّل است كه به طور مشروح و تفصيل از غيب پرده برمىدارد همچون اين خطبهء حضرت كه هيچ احتمال تلبيس در آن نمىرود . چون حضرت به تعداد معيّنى از اصحاب خود و از خوارج مقيّد نموده و قبل از جنگ اخبار دادهاند و بعد از جنگ ، كارزار به موجب همان خبر بدون زياده و نقصان انجام گرفت .
البته معلوم است كه اين يك امر الهى است كه او از جانب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شناخته است و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از جانب خداوند سبحانه شناخته است و قوّه و قدرت بشر از ادراك مانند آن كوتاه است . و از اين قسم دوم از اخبار به غيب براى امير المؤمنين عليه السّلام وقايعى بوده است كه براى غير او نبوده است . و به مقتضاى معجزاتى كه مردم از او مشاهده نمودهاند و احوالى كه منافات با قواى بشر دارد دربارهء او غلوّ و زياده روى در عقيده كردهاند آنان كه غلوّ نمودهاند تا به حدّى كه به