تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
جنگ جمل و صفّين و نهروان ، با ايشان كارزار فرمود . و جريان واقعه بعينها همانطور شد كه خبر داده بود « 1 » . و چون طلحه و زبير بعد از بيعت با آن حضرت از او استيذان خروج از مدينه و رفتن براى عمره را كردند به آنها گفت : و الله ما تريدان العمرة و إنّما تريدان البصرة « سوگند به خدا شما قصد عمره را نداريد و فقط قصد حركت به سوى شهر بصره را داريد » . و همينطور هم شد « 2 » . و آن حضرت به ابن عبّاس كه اخبار استيذان آنها را به امير المؤمنين مىداد گفت : إنّى أذنت لهما مع علمى بما قد انطويا عليه من الغدر و استظهرت باللّه عليهما و إنّ الله تعالى سيردّ كيدهما و يظفرنى بهما « من به آن دو نفر اذن سفر دادم با آنكه مىدانم آنچه را كه از مكر و خدعه در دل خود پنهان دارند و ليكن من براى غلبهء بر آنها اعتماد و اتّكاء به خدا مىكنم و او را پشت و پشتيبان خود قرار مىدهم و البته خداوند تعالى به زودى كيد آنها را به خودشان برمىگرداند و مرا بر آن دو نفر پيروزى و ظفر مىبخشد » . و همينطور هم شد « 3 » . ابن شهرآشوب بعد از روايت اول كه فرمود : و إنّما تريدان البصرة گويد : و در روايتى وارد شده است كه فرمود : إنّما تريدان الفتنة « فقط قصد شما فتنه انگيزى است » . و نيز فرمود : لقد دخلا بوجه فاجر و خرجا بوجه غادر ، و لا ألقاهما إلّا فى كتيبة ، و أخلق بهما أن يقتلا « اين دو نفر در تحت بيعت و امامت من درآمدند با چهرهء فسق و جنايت ، و خارج شدند از بيعت و امامت من با چهرهء مكر و خيانت ، و من ديگر آنها را نمىبينم مگر با لشگرى كه جمع كرده و به من حمله مىآورند و سزاوارترين و شايسته‌ترين امر دربارهء آنها اين است كه كشته شوند » . و در روايت أبى الهيثم بن التّيّهان و عبد الله بن رافع است كه حضرت به آن دو
هامش
( 1 ) - « ارشاد » طبع سنگى ، ص 173 و ص 174 . ( 2 ) - « ارشاد » ص 174 . ( 3 ) - « ارشاد » ص 174 .