تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
كسى را كه آن را نقض كرده و شكسته است . و به آن تمسّك نمىجوئيد تا بشناسيد كسى را كه آن را دور انداخته است . پس بنابر اين ، آن را از نزد اهلش بجوئيد و بطلبيد ، زيرا كه آنها حيات و زندگى علمند و نيستى و مردگى جهلند . آنان كسانى هستند كه حكم آنها از علم آنها خبر مىدهد ، و سكوتشان از گفتارشان پرده برمىدارد ، و ظاهرشان از باطنشان كشف مىنمايد ، نه با دين مخالفت مىنمايند و نه در آن اختلاف دارند . پس دين در ميان آنها شاهدى است صادق ، و صامت و زبان بسته‌اى است گويا » . يك روز مردى از روى تعجب پرسيد : چگونه لواداران غاصب و مدّعيان خلافت ، با چنين مردى كه از سراپاى او علم و حكمت مىبارد ، مخالفت كرده‌اند ؟ بزرگى در مجلس بود ، فورا پاسخ داد كه بسيار روشن و طبيعى است ، زيرا خود حضرت مىفرمايد : النّاس أعداء ما جهلوا « 1 » « مردم دشمن آن چيزى هستند كه بدان جاهلند » . وقتى ما در مخالفان ، جهل مركّب و جهل بسيط را مىيابيم ، و در آل محمّد علم وجدانى و حضورى و حصولى را به هر گونه به نحو أتمّ مشاهده مىكنيم ، دشمنى مخالفان بر اساس حقد و ضغن و حسد و حبّ رياست است كه تمكين از علم نمىكنند و بر جهل خود اصرار مىورزند . امير المؤمنين عليه السّلام در ديوان منسوب به خود مىفرمايد :
لا فضل إلّا لأهل العلم إنّهم * على الهدى لمن استهدى أدلّاء 1 و قيمة المرء ما قد كان يحسنه * و الجاهلون لأهل العلم أعداء 2 فقم بعلم و لا نبغى له بدلا * النّاس موتى و أهل العلم أحياء
« 2 » 3
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » ج 2 ، حكمت شمارهء 172 ، و شمارهء 438 . ( 2 ) - اين سه بيت را با سه بيت ديگر در ديوان الشعر المنسوب الى الامام الوصىّ على بن ابي طالب أمير المؤمنين عليه السّلام كه جامع و شارح آن عبد العزيز سيد الأهل است در ص 11 و ص 12 ذكر كرده است و اين سه بيت أبيات آخر است و سه بيت اوّلش اين است :الناس من جهة التمثال أكفاء * أبوهم آدم و الامّ حوّاء