مىنگرد ، مخالفان خود را اگر هم در درجهء اعلاى از علم و درايت باشند ، ناقص مىبيند و براى ريشه كن كردن بنياد ايشان از پاى نمىنشيند و آن وجودهاى نورانى و پاك را ظلمانى و آلوده مشاهده مىنمايد « 1 » .
حسدوا الفتى إذ لم ينالوا فضله * فالنّاس أعداء له و خصوم 1
كضرائر الحسناء قلن لوجهها * حسدا و بغضا إنّه لدميم
« 2 » 2 1 - « به اين جوان حسد بردند ، زيرا به فضل او دست نيافتند ، ازاينرو مردم دشمن و خصم او بودند .
2 - مانند هووهاى زن زيبا ، كه از روى حسد و دشمنى ، صورت او را زشت گويند » .
يا سائلى عن علىّ و الّذى فعلوا * به من السّوء ما قالوا و ما عملوا 1
لم يعرفوه فعادوه لما جهلوا * و النّاس كلّهم أعداء ما جهلوا « 3 »
2 1 - « اى كسى كه از من مىپرسى دربارهء على و از آنچه دربارهء او از زشتيها چه در گفتارشان و چه در كردارشان نمودند .
2 - او را نشناختند ، بنابر اين بر اساس جهالتشان با وى دشمنى نمودند . و مردم جميعا بدون استثناء ، دشمنان مجهولات خويشند » .
[ معرفت امام ، عالىترين وسيله براى رسيدن به توحيد ]
معرفت و شناخت امام ، عالىترين مقام انسانى در راه وصول به مقام توحيد
هامش
( 1 ) - امير المؤمنين عليه السّلام در ديوان منسوب به خود اشعارى ديگر نيز دارند كه شايستهء دقّت است :و فى الجهل قبل الموت موت لاهله * و اجسادهم قبل القبور قبور
و إنّ امرءا لم يحى بالعلم ميّت * و ليس له حتى النشور نشوراين ابيات در قافيهء راء است . و نيز در قافيهء الف وارد است :و لا تصحب أخا جهل و اياك و اياه * فكم من جاهل أردى حكيما حين آخاه
يقاس المرء بالمرء اذا ما هو ما شاه * و للشىء من الشىء مقاييس و أشباه( 2 ) - « الصراط المستقيم » ج 2 ، ص 19 .
( 3 ) - « الصراط المستقيم » ج 2 ، ص 19 .