1 - « فضيلت و شرافتى نيست مگر براى اهل علم ، زيرا كه ايشان بر راه هدايت براى جويندگان سعادت راهنمايانند .
2 - و ارزش و قيمت هر كس به قدر علم اوست . و جاهلان ، دشمنان اهل علم و صاحبان دانش هستند .
3 - برخيز و كمر ببند براى طلب علم ، و ما به عوض علم ، چيزى را نمىجوئيم زيرا كه مردمان مردگانند و اهل علم زندگانند » .
حبّ نفس ، ذاتى و غريزهاى است . اگر كسى عالم باشد خودش و علمش را دوست دارد و طبعا براى انهدام جهل قيام مىكند و براى مبارزهء با آن كه امّ الفساد و سرچشمهء همهء رذائل و گناهان است كمر همّت مىبندد . و اگر كسى جاهل باشد ، باز خودش و جهل خود را دوست دارد و چون خود را محور كمال و كانون اصالت
هامش
فإن يكن لهم من أصلهم شرف * يفاخرون به فالطين و الماء
و إن أتيت بفخر من ذوى نسب * فإنّ نسبتنا جود و علياءو گفته است : اين ابيات را غزالى در « احياء العلوم » و شبلنجى در « نور الأبصار » و لويس شيخو در « مبانى الادب » و شريشى در شرح خود بر « مقامات كرجيه » از « مقامات حريرى » با اختلافى در بعضى از عبارات آورده است ، و شريشى بر دو بيت اوّل از آن اقتصار نموده است ، و ليكن در ديوان مطبوع به طبع سنگى در ص 1 علاوه بر اين ابيات يك بيت را اضافه كرده است :و إنّما امّهات النّاس أوعية * مستودعات و للأحساب اباء« و مادران ظرفهايى هستند كه نطفهء مردان در آنها به وديعت سپرده شده است ، و ليكن آنچه در حسب دخيل است پدران مىباشند » . و اين بيت تحقيقا از آن حضرت نيست و ديگران اضافه كردهاند ، زيرا مفاد آن خلاف حقيقت است . آيات قرآن و روايات اتفاق دارند بر آنكه بر اولاد دختر مثل اولاد پسر ، پسر گفته مىشود . و در نسب چه از ناحيهء پسر و چه از ناحيهء دختر تفاوتى نيست . علّامهء طباطبائى در « الميزان » ج 4 ، ص 331 بحثى در اين باره دارند . و اين بيت را كه گويندهاى به قيل نسبت مىدهد و همچنين اين بيت را :بنونا بنو أبنائنا و بناتنا * بنوهنّ أبناء الرجال الأباعداز اشعارى مىشمرند كه مضمونش گفتار جاهلى است و بنى عبّاس براى عدم انتساب ذريّهء رسول الله كوشش كردند و محكوم شدند .