به امام بيشتر است . و اين گفتار كجا و گفتار على عليه السّلام كه شارح « مصابيح » و غيره آوردهاند كه مىگفت : سلونى قبل أن تفقدونى ، كجا ؟ « 1 » ، « 2 » در « الغدير » از خطيب در روات مالك ، و از بيهقى در « شعب الايمان » ، و از قرطبى در تفسير خود با سند صحيح از عبد الله عمر ، تخريج كرده است كه عمر سورهء بقره را در طول مدّت دوازده سال آموخت و چون اين سوره را ختم كرد به شكرانهء آن يك جزور را نحر كرد « 3 » ( يك شتر قربانى كرد ) .
[ قصور و ناتوانى عمر از درك مسائل علمى ]
و ما در مجلّد يازدهم از « امامشناسى » آورديم كه عمر معناى كلاله را نمىفهميد ، و كرارا به پيغمبر اكرم رجوع كرد و نفهميد تا پيامبر به او گفتند : إنّى أظنّك تموت قبل أن تعلم ذلك « من چنين مىدانم كه تو مىميرى پيش از آنكه اين را بفهمى » . و چون حفصه دخترش را واسطه كرد تا از پيغمبر بپرسد ، پيغمبر فرمود : ما أرى أباك يعلمها و قوله : ما أراه يقيمها « من نمىبينم كه پدرت آن را بفهمد . و گفتار رسول الله : من نمىبينم كه او آن را برپا دارد » « 4 » .
و نيز در « الغدير » آورده است كه مسلم در « صحيح » خود از عبيد بن عمير
هامش
( 1 ) - « الصراط المستقيم إلى مستحقّى التقديم » علّامه شيخ زين الدين على بن يونس عاملى نباطى بياضى متوفّى 877 ، ج 2 ، ص 296 .
( 2 ) - و أيضا در كتاب « صراط المستقيم » ج 2 ، ص 26 گويد : نكته : به ابن بابويه گفتند : آيا تو على را از ابو بكر برتر مىدانى ؟ گفت : نه . گفتند : آيا تو ابو بكر را از على برتر مىدانى ؟ گفت : نه . گفتند : اصلا تفاضل و برترى در ميان آنها نيست ؟ گفت : آرى . گفتند : چگونه در ميان آنها تفاضل و برترى نيست ؟ گفت : اشياء يا با هم ضديت دارند و در اين صورت معلوم است كه در ميانشان تفاضلى نيست ، و يا با هم شباهت دارند و در اين صورت ابو بكر شباهتى با على ندارد ، زيرا از آن وقتى كه رسول خدا على را برادر خود خواند معلوم مىشود كه او با پيغمبر مساوى است و با او شبيه است ، و ابو بكر با على شباهتى ندارد .
( 3 ) - الغدير ، ج 6 ، ص 196 .
( 4 ) - ص 219 و ص 220 و سيوطى در « جمع الجوامع » به طورى كه در ترتيب آن در ج 6 ، ص 15 نقلا از عبد الرزاق و بيهقى و ابو الشيخ در فرائض وارد است ، و همچنين هيثمى در « مجمع