4 - با زبانى همچون شقشقهء شتر نر كه در موقع هيجان بيرون آورد و يا همچون شمشير يمانى از فولاد قاطع و برنده .
5 - و با دلى كه چون فنون مختلف را از وى سؤال كنند ، او بر آنها مىريزد و نثار مىكند لؤلؤهاى بهيّه و پر قيمت را .
6 - و نيستم از كسانى كه با اين مرد و با آن مرد بياميزد و از اين و آن بپرسد و جويا گردد كه خبر چيست ؟
7 - و ليكن من زبان و قلب حادّ و برندهاى دارم كه با وقايع گذشته ، وقايع آينده را هم روشن و آشكارا مىكنم » .
عطف توجه
: من هيچكس را قبل از مولانا امير المؤمنين عليه السّلام در تاريخ نيافتم كه خود را در معرض مسائل مشكله و پرسشهاى بزرگ و عظيم قرار دهد و با قلبى محكم و دلى متين و استوار در ميان جمعيّتهاى علمى فرياد خود را بلند كند به گفتارش كه : سلونى « هر چه مىخواهيد از من بپرسيد » مگر همشاخه و عديل او : النّبىّ الأعظم صلّى اللّه عليه و آله . رسول الله نيز زياد مىگفت : سلونى عمّا شئتم « بپرسيد از من از هر چه بخواهيد و سلونى سلونى « بپرسيد ، بپرسيد » و سلونى ، و لا تسألونى عن شىء إلّا أنبأتكم به « 1 » « بپرسيد از من ، و از چيزى از من سؤال نمىنمائيد مگر آنكه من شما را بدان آگاه مىكنم » .
[ كسانى كه سلونى گفتند و رسوا شدند ]
و همانطور كه امير المؤمنين عليه السّلام علم خود را از رسول خدا به ميراث برد ، در اين عمل كريمانه و غير آن از رسول خدا ارث برد . و اين دو تن ، دو صنو هستند در تمام مكارم ( دو شاخهاى كه از يك بن روئيدهاند ) . و بعد از امير المؤمنين عليه السّلام هر كس بدين سخن گويا شد ، رسوا شد و در اختلاط و درهم ريختگى واقع شد و با
هامش
( 1 ) - « صحيح بخارى » ج 1 ، ص 46 ، و ج 1 ، ص 240 و ص 241 و « مسند » احمد ، ج 1 ، ص 278 و « مسند » ابى داود ، ص 356 .