تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
فإن برقت فى مخيل الصّوا * ب عمياء لا يجتليها البصر 2 مقنّعة بغيوب الامور * وضعت عليها صحيح الفكر 3 لسانا كشقشقة الأرحبىّ * أو كالحسام اليمانى الذّكر 4 و قلبا إذا استنطقته الفنو * ن أبرّ عليها بواه درر 5
و لست بإمّعة « 1 »
فى الرّجا * ل يسائل هذا و ذا ما الخبر 6 و لكنّنى مذرب الأصغرين * ابين مع ما مضى ، ما غبر
« 2 » 7 « و چون از وى از مسأله‌اى سؤال مىشد ، در پاسخ آن همچون ميله‌هاى آهنين گاو آهن كه در اثر شيار زمين گرم مىشود و پيوسته زمين را مىشكافد همينطور با زبان گرم و برندهء خود مطلب را مىشكافت و مىگفت : 1 - اگر مشكلاتى در برابر من قرار گيرند من واقعيّت‌ها و حقايق آنها را با نظر در مىيابم و پى مىبرم . 2 - پس اگر در راه تخيّل صواب و پندار درست ، امر كور و مبهمى كه موجب دهشت شود پيش بيايد كه چشم نتواند بدان نظر افكند ، 3 - و آن امر در زير پوشش پرده‌ها و حجابهاى غيب امور مستور باشد ، من انديشه‌هاى صحيح خود را بر آن مىاندازم .
هامش
( 1 ) - در « تاج العروس » ج 5 ، ص 268 بعد از آوردن چهار بيت از اين اشعار گويد : الإمّعة گفته شده است كه به معناى كسى است كه بدون نتيجه و ما حصلى بين افراد تردد مىكند . و از ابن مسعود روايت است كه چون از امعه از وى پرسيدند ، گفت : كسى كه مىگويد : انا مع الناس « من با مردم هستم » . و ليث گويد : رجل إمّعة يعنى كسى كه به هر يك از آحاد مردم مىگويد : من با تو هستم ( انا معك ) . ( 2 ) - اين ابيات را از آن حضرت ابو عمر در « علم » ج 2 ، ص 113 ، و در مختصر آن ص 170 ، و حافظ عاصمى در « زين الفتى شرح سورة هل أتى » و قالى در « امالى » و حصرى قيروانى در « زهر الآداب » ج 1 ، ص 38 و سيوطى در « جمع الجوامع » همانطور كه در ترتيب آن ج 5 ، ص 242 وارد است ، و زبيدى حنفى در « تاج العروس » ج 5 ، ص 268 نقلا از « امالى » تخريج كرده‌اند . و دو بيت اخير آن را ميدانى در « مجمع الامثال » ج 2 ، ص 358 ذكر نموده است .