تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بهتر است » . آنگاه مجلسى گويد : اين كلام ابن حاجب حق است و آن را رضى - رضى الله عنه - و غير او پسنديده‌اند . و حمد و سپاس مختصّ خداوندى است كه رسوا و مفتضح نمود كسى را كه خواست مدّعى رتبهء امير المؤمنين عليه السّلام گردد ، با اين بضاعت از علم ، به دست آن ناصبى ديگرى كه اعوان و دستياران او در اثبات علوّ مقامش مدّعى هستند كه در ابتداى جوانى خود به امثال اين كلمات ( سلونى ) تكلّم مىنموده است « 1 » . و مجلسى ( ره ) از كتاب « الصراط المستقيم بياضى عاملى » و غير اين كتاب نقل مىكند كه : ابن جوزى روزى در بالاى منبر گفت : سلونى قبل أن تفقدونى « بپرسيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد » . زنى از پائين منبرش گفت : روايت شده است كه على عليه السّلام در يك شب از مدينه سير كرده و به مدائن آمد و سلمان را كه از دنيا رفته بود ، تجهيز و تكفين و تدفين نموده و همان شب برگشت . ابن جوزى گفت : آرى اين در روايت آمده است . زن گفت : عثمان چون كشته شد ، سه روز در مزبله‌ها افتاده بود و على عليه السّلام حاضر بود . ابن جوزى گفت : آرى اين طور است . زن گفت : بنابر اين حتما براى يكى از اين دو نفر ( يا على بن ابي طالب و يا عثمان ) خطا و غلط لازم است . ابن جوزى گفت : اگر تو بدون اجازهء شوهرت از منزل بيرون آمدى ، بر تو لعنت خدا باد و اگر با اجازهء او بيرون آمدى ، بر او لعنت خدا باد . زن گفت : عائشه براى جنگ با على عليه السّلام با اجازهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد يا بدون اجازهء او ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 5 ، ص 355 باب تفسير قوله تعالى : فطفق مسحا بالسوق و الاعناق . ( 2 ) - در اينجا زن مىخواهد بگويد : بنا به گفتهء تو ، عائشه اگر بدون اجازهء رسول خدا بيرون آمده است بر او لعنت است و اگر با اجازه بيرون آمده است بايد بر رسول خدا لعنت باشد . و چون ما و تو هر دو قبول داريم كه بر رسول خدا لعنت وارد نمىشود ، بنابر اين بدون اذن بيرون آمده و بر او لعنت است . و چون ابن جوزى از علماء عامه بوده و ايشان عائشه را تقديس مىنمايند ، فلهذا