تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
كه اين اخبار ، اخبار از روى علم است و بر طريق تصادف و اتّفاق نيست . و ما بسيارى از آنها را در اين كتاب ذكر كرده‌ايم . و بعضى اين گفتار را بر وجهى ديگر تأويل نموده‌اند و گفته‌اند : اراده كرده است كه : من به احكام شرعيّه و فتاواى فقهيّه داناترم از امور دنيويّه ، و از آنها تعبير به طريق آسمان نموده است چون آنها احكام الهى مىباشند و تعبير از امور دنيويّه به طرق زمين كرده است چون اينها از امور زمينى مىباشند . و احتمال اوّل اظهر است ، زيرا فحواى كلام و اوّل آن دلالت دارند بر آنكه مراد همان معنى است . ابن ابى الحديد در اينجا حكايت لطيف و ظريفى را از بعضى از وعّاظ بغداد در زمان النّاصر الدين الله : أبى العبّاس أحمد بن المستضىء بالله نقل مىكند كه او بر فراز منبر ادعاهائى داشت و يكى از شيعيان بغداد به نام أحمد بن عبد العزيز كزّى كه عارف به علم بود ، او را مفتضح و رسوا ساخت . و مطلب را با ذكر اين قضيّه ختم مىكند « 1 » . و نيز ابن أبى الحديد ، در ضمن بيان طعن أوّل از مطاعنى كه به عمر وارد كرده‌اند و قاضى عبد الجبّار در كتاب « مغنى » آنها را رد كرده است و سيّد مرتضى علم الهدى در كتاب « شافى » ردهاى قاضى را رد كرده و مطاعن را اثبات نموده است ، از قاضى عبد الجبّار نقل مىكند كه او حديث سلونى قبل أن تفقدونى و حديث إنّ ههنا علما جمّا و حديث لو ثنيت لى الوسادة لحكمت بين أهل التّوراة بتوراتهم و بين أهل الإنجيل بإنجيلهم و بين أهل الزّبور بزبورهم و بين أهل القرآن بقرآنهم ، و حديث كنت إذا سألت اجبت ، و إذا سكتّ ابتديت را قبول دارد و ذكر كرده است و از مسلّمات تاريخ و حديث مىداند « 2 » .

[ رسوايى قتاده پس از گفتن : سلونى ]

بارى بسيارى از افراد بعد از امير المؤمنين عليه السّلام خواسته‌اند همانند آن حضرت لب به سلونى قبل أن تفقدونى ، و سلوا عمّا شئتم و نظاير اين عبارات بگشايند ، و همگى
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع دار احياء الكتب العربية ، ج 13 ، ص 105 تا ص 109 . ( 2 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع دار احياء الكتب العربية ، ج 12 ، ص 197 .