مردم بيان كرده است .
[ توضيح و تفسير توحيد حقّهء حقيقيّهء ذات حق تعالى ]
اجمال و فشردهء اين حقيقت آن است كه : ذات اقدس حضرت خداوند عزّ شأنه ، تامّ و تمام است و فوق تمام است و ما لا يتناهى است بما لا يتناهى . يعنى أزلا و أبدا و سرمدا و وجودا و سعة و عموما و اطلاقا و اسما و صفة و فعلا غير متناهى است ، به هيچ وجه من الوجوه در تحت عنوان حدّ و قيد و اندازه در نمىآيد . لازمهء اين گونه وجود ، وجوب و وحدت است . وحدت عظيمترين صفت از صفات اوست ، و از سنخ وحدتهاى عددى و نوعى و جنسى و ما شابهها كه ممكنات بدان متّصف مىشوند نيست ، بلكه وحدت حقّهء حقيقيّه است كه از آن تعبير به وحدت بالصّرافه مىشود . يعنى وحدتى كه با وجود آن ، فرض امكان تعدّد براى آن محال است و هر چه در قبال آن فرض شود ، به خود آن بازگشت مىكند . و لازمهء چنين وحدتى تشخّص وجود است و اصالت و ثبوتى است كه عين وجود و تحقّق است .
فلهذا وجود اقدس او چنان سعه و اطلاق و عدم تناهى به حدود را دارد كه در همه جا حاضر ، و در هر وقت ناظر ، و با همهء موجودات معيّت دارد . و بأسمائك الّتى ملأت أركان كلّ شىء « 1 » « سوگند مىدهيم تو را به اسماء خودت كه پايههاى هر چيز را پر كرده است . و بنور وجهك الّذى أضاء له كلّ شىء « 1 » « و سوگند مىدهيم تو را به نور و جهت كه هر چيزى بواسطهء آن نور درخشان گرديده است » .
نمىتوان چيزى در جائى و در وقتى فرض كرد كه حاقّ وجود و لبّ ثبوت او در آنجا نباشد و گرنه از آن منعزل مىشود و وجودش بدان محدود مىگردد . ذات او با وحدت و بساطت خود با هر چيزى موجود است .
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ /
« 3 » « او با شماست هر جا بوده باشيد » . و هر چيزى قائم به اوست و در نزد او حاضر است .
خداوند از چيزى غائب نيست و چيزى از او غائب نيست و چيزى از او مفقود نيست ، و هيچ مكانى به قدر يك چشم بر هم نهادن از او خالى نيست . او در
هامش
( 1 ) - از فقرات دعاى كميل .
( 3 ) - قسمتى از آيه 4 از سورهء 57 : حديد .