خودش ضدّى ندارد . و از آنجا كه در ميان اشياء مقترنه ايجاد اقتران و نزديكى و بهم بستگى نمود ، دانسته مىشود كه خودش قرينى ندارد » .
اين خطبه طولانى است و شيخ مفيد گفته است : اگر همهاش را بخواهيم بياوريم كتاب طولانى مىشود .
و نيز شيخ مفيد پس از اين كلام حضرت ، آورده است كه از آن چيزهائى كه در نفى تشبيه از خداوند تعالى محفوظ مانده است روايتى است كه از شعبى وارد است كه او گفت : امير المؤمنين عليه السّلام شنيد از مردى كه مىگويد : و الّذى احتجب بسبع طباق « سوگند به آن خداوندى كه در پشت آسمانهاى هفتگانه پنهان است » حضرت با تازيانهء دستى خود به او زد و گفت : ويلك ، إنّ الله أجلّ من أن يحتجب عن شىء أو يحتجب عنه شىء . سبحان الّذى لا يحويه مكان ، و لا يخفى عليه شىء فى الأرض و لا فى السّماء .
« اى واى بر تو ، خداوند بزرگتر است از آنكه از چيزى پنهان شود و يا چيزى از او پنهان شود . پاك و منزّه است آن كسى كه مكانى او را فرا نمىگيرد ، و چيزى از او پنهان نيست نه در زمين و نه در آسمان » .
آن مرد گفت : بواسطهء اين قسم خلاف ، اينك بر من كفّارهء قسم واجب شده است ، اى امير المؤمنين ؟ حضرت فرمود : لا ، إنّك لم تحلف بالله فتلزمك كفّارة الحنث ، و إنّما حلفت بغيره « 1 » « نه ، زيرا كه تو قسم به خدا نخوردهاى كه كفّارهء آن بر تو لازم شود ، تو قسم به غير خدا خوردهاى » .
دهم : گفتار آن حضرت است در خطبهء ديگرى كه حقّا با عبارات موجز و مختصر در ارائهء توحيد بالصّرافه و غير عددى بودن ذات حقّ تعالى غوغا كرده است . اين خطبه را شيخ طبرسى در « احتجاج » آورده است :
دليله آياته ، و وجوده إثباته ، و معرفته توحيده ، و توحيده تمييزه من خلقه ، و حكم التّمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة . إنّه ربّ خالق غير مربوب مخلوق . كلّ ما تصوّر فهو
هامش
( 1 ) - « ارشاد » ص 125 .