تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
آنها با آنها محاكمه نموده است ( چه اوهام همه در معرفت او سرگردان ، و به عدم امكان شناخت او معترف ، و به عجز و زبونى خود در برابر عظمت و بلندى مقام و رفعت او از پاى در افتاده‌اند ) . او داراى مقدار بزرگ نيست تا آنكه نهايت‌ها بتوانند در امتداد وجودى او قرار گيرند و از نقطه نظر بزرگى و عظمت جسمى ، او را بزرگ دارند . و داراى جثّهء عظيم نيست تا غايت‌ها و امتدادها از نقطه نظر بزرگى هيكل و جسد ، او را عظيم بدارند . بلكه بزرگى در مقام و شأن و منزلت اوست و عظمت در قدرت و جلالت و سلطنت او » . دوازدهم : روايتى است كه شيخ صدوق در « معانى الاخبار » با سند متصل خود از عمر بن على بن ابي طالب ، از پدرش امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : آن حضرت گفتند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته‌اند : التّوحيد ظاهره فى باطنه ، و باطنه فى ظاهره . ظاهره موصوف لا يرى ، و باطنه موجود لا يخفى . يطلب بكلّ مكان ، و لم يخل منه مكان طرفة عين . حاضر غير محدود ، و غائب غير مفقود « 1 » . « توحيد ظاهرش در باطن آن است ، و باطنش در ظاهر آن است . ظاهرش وصف كرده مىشود و ديده نمىشود ، و باطنش موجود است و پنهان نيست . در هر مكانى كه بخواهى و طلب كنى موجود است ، و هيچ مكانى به اندازهء يك چشم برگرداندن از او خالى نيست . او حاضر است و غير محدود ، و غائب است و غير مفقود » . بارى اين دوازده حديث نمونه‌اى بود از روايات و احاديثى كه از امامان شيعه دربارهء توحيد ذات اقدس حق تعالى وارد شده است و امير المؤمنين عليه السّلام باز كنندهء اين باب و حلّال اين مسأله بر روى امّت بوده است ، و با اين منطق بليغ و رسا توحيدى را كه حق سبحانه و تعالى بر خاتم پيمبرانش اعطا فرموده است ، براى
هامش
( 1 ) - « معانى الاخبار » طبع مكتبهء صدوق ، ص 10 ، باب التوحيد و العدل ، حديث شمارهء 1 .