تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
امّا آن دو وجهى كه جايز نيست بر او گفته شود ، يكى گفتار گوينده‌اى است كه مىگويد : واحد ، و از آن اراده كرده است واحدى را كه در باب اعداد از آن بحث مىشود . اين اطلاق بر خدا روا نيست ، زيرا موجودى كه ثانى و دومى ندارد ، در باب اعداد داخل نمىشود . آيا نمىنگرى كه آن كس كه گفت : ثالث ثلثة : خداوند يكى از سه اصل است ( أب و ابن و روح القدس ، و يا ذات و علم و حيات ) كافر شده است ؟ و همچنين گفتار گوينده‌اى است كه در واحد مىگويد : او يكى از مردم است ، و مراد يك نوع از جنس مردم است « 1 » . اين هم بر خداوند جايز نيست چون تشبيه است ، و پروردگار از اين تشبيه بزرگ و برتر و بالاتر است . و امّا دو وجهى كه بر خداوند ثابت است ، يكى گفتار گوينده‌اى است كه مىگويد : او يكى است ، در اشياء براى او شبيهى نيست . پروردگار ما اين طور است . و ديگرى گفتار گوينده‌اى است كه مىگويد : خداوند عزّ و جلّ أحدىّ المعنى است . يعنى انقسام وجودى خارجى ، و انقسام عقلى ، و انقسام وهمى پيدا نمىكند . اين طور است پروردگار عز و جل » . نهم : گفتار آن حضرت است بنابر نقل شيخ مفيد در « ارشاد » ، دربارهء وجوب معرفت بالله تعالى ، و توحيد او و نفى تشبيه از او ، و وصف عدل و اصناف حكمت و دليل ، كه از ابو الحسن هذلى ، از زهرى و عيسى بن زيد ، از صالح بن كيسان روايت مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام در ترغيب و اصرار بر لزوم معرفت خدا و توحيد او
هامش
( 1 ) - در اينجا مراد از نوع ، معناى لغوى و قسمت و بخش است ، مثلا گوينده‌اى كه مىگويد : زيد واحد است ، يعنى زيد يك نوع از جنس انسان است ، و يك سهم و يك قسمت از اين جنس است ، بنابر اين شامل وحدت فردى و وحدت نوعى و وحدت جنسى در اصطلاح خواهد شد . مثلا ما كه بگوئيم : زيد واحد است ، يعنى يك نوع از جنس انسان است . و انسان واحد است ، يعنى يك نوع از جنس جسم و ماده است . بنابر اين در كلام حضرت كه نوع و جنس به معناى لغوى خود هستند ، شامل تمام اقسام وحدت عددى فردى مثل زيد ، و وحدت نوعى مثل انسان ، و وحدت جنسى مثل حيوان و اعم از آن مىشود ، و همه را نفى مىكند . و مراد حضرت ، نوع و جنس اصطلاحى منطقى نيست .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 369 | السيد محمد حسين الطهراني