حادث است ) و اگر قديم بود هر آينه خداى دومى بود .
به خداوند گفته نمىشود كه : بود بعد از آنكه نبود ، زيرا در اين فرض ، اين تعبير كه براى صفات است و آنها موجودات پديد آمده مىباشند ، بر او جارى مىشود ، و ميان او و آنها فصلى نمىماند و او را بر آنها فضلى نمىماند ، و در اين صورت صانع و مصنوع برابر مىشوند ، و نو آفريده شده و ايجاد كرده شده با نو آفريننده و از عدم به وجودآورنده مساوى مىگردند .
مخلوقات را بيافريد و ايجاد كرد نه از روى نمونه و مثال و شبحى كه از غير او اوّلا صدور يافته باشد و او آنها را از روى كيفيّت آنها آفريده باشد . و براى پديد آوردن و آفريدن خلايق از احدى از مخلوقات خود يارى نجست و كمك نخواست . زمين را به قدرت كاملهء خود آفريد و آن را نگاهداشت بدون آنكه از امرى به امر ديگر مشغول گردد و براى آفرينش آن انصراف از چيزى و توجّه به خلقت زمين حاصل گردد . و آن را ثابت گردانيد بدون آنكه بر قرار گاهى تكيه دهد و بر آن مقرّ مستقر گرداند . و آن را بر پا داشت بدون پايهها و بر افراشت بدون ستونها ، و محكم و استوار نمود آن را بدون آنكه ميل كند و از مركز حقيقى منحرف شود و يا آنكه كج و معوج گردد ، و حفظ كرد آن را بدون آنكه بيفتد و يا درهم رود . و ميخهاى زمين را استوار و محكم كرد و سدّهاى آن را پديد آورد ( و در هر اقليمى مناسب آن ، كوههائى را براى حفظ و نگهدارى آن برافراشت ) و چشمههاى آن را جوشان كرد ، و با جريان آب باران و سيلهاى جارى در روى آن ، رودخانهها را شكافت . آنچه را كه بنا فرمود به سستى نگرائيد ، و آنچه را قوى و محكم نمود ضعيف نشد .
اوست كه به سلطنت و عظمت خود بر زمين ، ظاهر و آشكار است ، و به علم و معرفت خود بر آن پنهان است ، و با جلالت و عزّت خود بر هر چيزى كه در روى زمين است سيطره و هيمنه دارد . در صورتى كه طلب كند و بخواهد به چيزى كه در روى زمين است برسد ، مىرسد و آن را در مىيابد و آن چيز نمىتواند خداوند را عاجز و خسته كند ، و قدرت امتناع و ايستادگى در برابر او را ندارد تا بر او غالب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 364
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٤